قریب به یک سال پیش یک سفر تفریحی ـ تعطیلاتی مجانی تحت عنوان کنفرانس کادیز توسط عده ای از هموطنان اتفاق افتاد که هم فال بود و هم تماشا. چون برخی از هموطنان علاقه فراوانی به “هم زیارت هم تجارت” دارند, مخصوصا اگر آن را با سیاست ادغام کنند می شود “هم زیارت هم تجارت هم سیاست” که وقتی “قاطی” شوند باید پرسید در چارچوب فعالیت های اپوزیسیون ارتباط آن با معامله قریب الوقوع احتمالی جمهوری اسلامی با آمریکا طی هفته ها و ماه های آینده چیست؟ بخصوص اینکه ترامپ چند روز پیش گفت: “نامه را فراموش کنید؛ جمهوری اسلامی گفتگوی مستقیم میخواهد”. این در حالی است که دو ماه پیش خامنه ای صراحتا و فتوا گونه تاکید کرد “مذاکره کردن با آمریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست” و ما هم باور کردیم و تحلیلگران بر همین مبنا تحلیل ارائه دادند. غافل از اینکه از شخصی پرسیدند روباه تخم گذار است یا بچه زا؟ گفت نمیدانم, اما از این موجود هرچه بگویند برآید.
بعد از کنفرانس کادیز که به ناگاه در سپهر سیاست اپوزیسیون (مثل بسیاری از پدیده ها و نشست ها و کنفرانس های ناگهانی و غیرمترقبه مانند قارچ روئیدند و رفتند), برگزارکنندگان آن کنفرانس وعده تشکیل کنفرانس کادیز۲ را با شرکت تعداد بیشتری از مدعوین در ماه ژوئن سال گذشته دادند و حتی در یک برنامه نقد تلویزیونی کانال یک که با حضور سه مجری شناخته شده آن کانال در مقابل بنده صورت گرفت, مسئول برگزاری کنفرانس کادیز۲ به بنده نیز وعده داد که بزودی دعوت نامه برای نگارنده ارسال خواهد شد و اکنون بعد از قریب به یک سال نه از نامه خبری است و نه از نامه رسان. و در مورد خود کنفرانس کادیز۲ باید گفت نه از “تاک” نشان است و نه از “تاک نشان”. همان زمان در مقاله ها و حتی در آن مناظره جنجالی در تلویزیون کانال یک گفتم که کنفرانس کادیز۲ ای در کار نخواهد بود.
دلیل انتخاب کنفرانس کادیز بعنوان مشت نمونه خروار در میان دهها کنفرانس و نشست اپوزیسیون بعنوان یک مثال ناکام در ایجاد همبستگی در این مرحله مهم بخاطر این است که بلافاصله بعد از آن با تجزیه و تحلیل علمی و دقیق آن به این نتیجه رسیده بودم که “این نیز بگذرد” و گذشت و دیگر برنگشت, درست مثل دهها کنفرانس به اصطلاح همبستگی اپوزیسیون برای رهایی میهن (از شهر شهر اروپا گرفته تا کانادا و آمریکا) که تقریبا همه آنها نه تنها اتلاف هزینه های گزاف و انرژی و وقت و امید بودند بلکه با تکرار مکررات “فرصت ها” را نیز بی معنا کردند. یکی از مفاهیم مهم علمی “هزینه فرصت” (Opportunity Cost) است که وقتی تصمیمی گرفته میشود و گزینههای واقعگرایانه دیگر کنار گذاشته میشوند، هزینه فرصت به وجود میآید. آخرین و غم انگیزترین و شوربختانه مخرب ترین نمونه آن کنفرانس دانشگاه جورج تاون بود که نه تنها باعث همبستگی جمع اضداد نشد, بلکه بلکه بیشترین گزند و آسیب ها را باعث شد که عواقب و تاثیرات مخرب آن را در جنگ شدید حیدری نعمتی در فضای مجازی و واقعی بین فرقه های غوغاسالار “خود محق ـ پندار” می بینیم.
صرفنظر از اینکه چه کسانی و با چه هزینه های (که منابع مالی آنها هرگز مشخص نشد) نه تنها با گرد هم آوردن تعمدی و هدفمندانه “جمع اضداد” این فرصت ها را سوزاندند, بلکه به امید و اعتماد مردم نیز خدشه جدی وارد کردند, که بزرگترین منتفع و سود یابنده آن جمهوری اسلامی می باشد. نگارنده بارها در این مورد نوشته و سخن گفته ام و مورد انتقاد هم قرار گرفته ام. لذا این بار برای ریشه یابی و تجزیه و تحلیل ناکامی های اپوزیسیون از هوش مصنوعی (Grok3) کمک گرفتم و پرسیدم: “چرا کنفرانس کادیز شکست خورد”. جواب گروک۳ جالب بود. اما اولین و مهم ترین عامل را جمع اضداد و عدم انسجام و اختلافات درونی نامید. نرم افزار معروف دیگر بنام چت جی پی تی (ChatGPT) نیز همین علت را دلیل اصلی نامید. حتی وقتی از نرم افزار هوش مصنوعی کلود (Claude.ai) پرسیدم “علت ناکامی اپوزیسیون ایرانی چیست؟” ۹ علت را برشمرد و در صدر آنها تشتت و پراکندگی جمع اضداد بود تا نتوانند صدای واحدی داشته باشند. هوش مصنوعی گوگل بنام جمَنای (Gemini) نیز پاسخ مشابه داد و جمله آخرش این بود: “آینده جنبش اپوزیسیون همچنان نامشخص است”. بنابراین این ادعای نگارنده نبوده و نیست که به شیوه انتقادی در طی سالیان متمادی آن را دلسوزانه, مشفقانه و ناصحانه مطرح کرده ام. بلکه معروف ترین و کارآمدترین نرم افزارهای هوش مصنوعی دنیا همین را می گویند. در مقاله بعدی از این نرم افزارها در مورد مقوله نفوذ گسترده و عمیق عوامل جمهوری اسلامی در رسانه ها و به درون همه طیف های اپوزیسیون خواهم پرسید.
کلام آخر اینکه برای جمهوری اسلامی “حفظ نظام از اوجب واجبات است” و با توجه به تهدیدات و ضرب الاجل آمریکا و هماهنگی آن با اسرائیل و پایان مهلت برجام و مکانیسم ماشه تا مهر ماه سال جاری, پر واضح است که علیرغم ادعای ظاهری خامنه ای مبنی بر غیرعاقلانه و بی شرافتمندانه بودن مذاکره با آمریکا, جمهوری اسلامی احساس خطر جدی کرده است و با آمریکا مذاکره خواهد نمود و جام زهر مذاکره و مماشات را خواهد نوشید و تسلیم خواهد شد تا بسیاری از تحریم ها برطرف شوند و رژیم به سرنوشت صدام و طالبان(۱) و قذافی و حماس و حزب الله دچار نشود؛ که در نهایت اپوزیسیون و ملت ایران را نسبت به امکان سرنگونی رژیم در آینده ای نزدیک نومیدتر خواهد کرد. و اینجاست که هوش مصنوعی به کمک ما می آید تا بدانیم چه کسانی و چرا هوشمندانه بر مبنای “هزینه فرصت” مجال اتحاد را از ما گرفتند و با اصرار برای تجمیع جمع اضداد “فرصت ها” را هدر دادند؟
عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن