پیام عبدالله اوجالان به‌مناسبت ۸ مارس ۲۰۲۵

بهرام رحمانی

امروز چهارم آوریل،روز تولد عبدالله اوجالان‌(آپو) است بی‌تردید همه انسان‌های آزاداندیش، چپ، کمونیست، آنارشیست و زنان و دختران و جوانان آزادی‌خواه و برابری‌طلب که همواره دل‌شان برای آزادی می‌تپد این روز را به‌مثابه روز تولد خود می‌بینند و صمیمانه تبریک می‌گویند. مهم‌تر از همه، با تمام قدرت خواهان آزادی وی از زندان می‌شوند. من هم ابتدا این روز را به آقای اوجالان و طرفدارانش تبریک می‌گویم؛ هم‌چنین به همه مبارزان راه رهایی‌ که اوجالان را به‌عنوان الگویی در مبارزه و مقاومت و چاره‌اندیش و راه‌گشا می‌بینند. الگویی که بیش از 12 سال است در روژآوا‌(کردستان سوریه)، تحت عنوان کنفدرالیسم دموکراتیک و یا خودمدیریتی دموکراتیک معروف و تجربه شده است. بی‌تردید قاطعانه می‌توانیم بگوییم کومه‌له-سازمان کردستان حزب کمونیست ایران و حزب کارگران کردستان‌(پ.ک.ک)، دو جریان کرد چپ ایرانی و ترکیه‌ای بودند که به مبارزه زنان اهمیت دادند و در صفوف خود زن و مرد را به‌طور مساوی سازمان‌دهی نمودند.

پیام عبدالله اوجالان به‌مناسبت ۸ مارس ۲۰۲۵

«اصل بنیادین من، زیستن شگفت‌انگیز همراه با شماست! می‌دانم که در سرزمینی که زن را زنده نگه می‌دارد، حقیقت انسان را با تمام عریانی‌اش تجربه می‌کنید. این زیستنِ پرارزش که هرگز از آن چشم نپوشیده‌ام، برای من به اصل بنیادین زندگی تبدیل شده است. اما این بار، حقیقت باشکوه و آزاد، هم‌چون نخستین‌های دیگرِ بین‌النهرین، شاید برای اولین بار تحقق یافته است. مسئله آزادی زنان هم‌چنان از اهمیت بالایی برخوردار است. فرایند کمونالیسم دموکراتیک، شکل به‌روز‌شده‌ی جامعه‌پذیری زن-محور است و تنها از این مسیر می‌توان به حقیقت اجتماعی دست یافت. تا زمانی که فرهنگ تجاوز از میان نرود، حقیقت اجتماعی در عرصه‌های فلسفه، علم، زیبایی‌شناسی، اخلاق و دین نمایان نخواهد شد.

همان‌گونه که مارکسیسم نیز ثابت کرده است، در دوره‌ی جدید، اگر فرهنگ مردسالاری که در عمق جامعه ریشه دوانده است، نابود نشود، موفقیت سوسیالیسم نیز امکان‌پذیر نخواهد بود. راه رسیدن به سوسیالیسم از آزادی زنان می‌گذرد. بدون آزادی زنان، نه سوسیالیسمی در کار خواهد بود و نه کسی می‌تواند سوسیالیست باشد. بدون دموکراسی، رسیدن به سوسیالیسم ممکن نیست. نخستین آزمون من با سوسیالیسم این بود که بدانم چگونه باید با یک زن سخن گفت. کسی که نمی‌داند چگونه باید با یک زن سخن بگوید، نمی‌تواند سوسیالیست باشد. سوسیالیست‌بودن یک مرد، در نوع رابطه‌ای که با زنان برقرار می‌کند، معنا پیدا می‌کند.

«قدسیت»، به زن تعلق دارد. زن، خودِ جهان است و مرد، انحرافی از او، سیاره‌ای سرگردان است. نخستین کسی که برای سخن‌گفتن با کودک، زبان را آفرید، زن بود. فرهنگ را نیز زن آفرید. جامعه را زن به‌وجود آورد. قدسیت و الوهیت به او تعلق دارد. برای زنان، ایدئولوژی چهارلایه‌ایِ رهایی‌بخش زنان را توسعه دادم. این، یک نظریه است. فرهنگ زن-مادر، دوران ایزدبانوان، بین ۱۰,۰۰۰ تا ۴,۰۰۰ پیش از میلاد را دربرمی‌گیرد. ادیان یکتاپرست با بابل آغاز شدند. حماسه‌ی بابل، حماسه‌ی به‌بندکشیدن زن است. اسطوره‌ آفرینش بابل، یکی از ستون‌های اساسی اسطوره‌شناسی بین‌النهرین است. در فاصله‌ی ۴,۰۰۰ تا ۲,۰۰۰ پیش از میلاد، فرهنگ زنانه رو به زوال گذاشت. پس از فروپاشی فرهنگ زن-مادر، همراه با میتانی‌ها، مفهوم “زن درباری” پدید آمد. نفرتیتی نیز یک زن درباری بود. زنان درباریِ آن دوران، به‌تدریج به زنان خانه‌نشین امروزی تبدیل شدند. فرهنگ و سنت «ساتی» را که می‌شناسید؛ در این سنت، زنان به درون آتش افکنده شده و سوزانده می‌شدند. آخرین مورد ثبت‌شده‌ی این رسم، در سال ۱۸۳۲ رخ داد و انگلیسی‌ها به این سنت پایان دادند.

تولد دوباره اهمیت دارد. زن نباید صرفاً از منظر زیست‌شناختی، بلکه باید از نظر اجتماعی، فرهنگی و تاریخی مورد بررسی قرار گیرد. همان‌گونه که سیمون دو بووار گفته است: «زن زاده نمی‌شود، بلکه زن می‌شود.» من مخالف ازدواج و عشق نیستم، اما هر روز به نام عشق جنایات هولناکی رخ می‌دهد. آیا ممکن است انسانی کسی را که عاشقش است، به قتل برساند؟ این، عشق نیست. می‌دانیم که بسیاری از زنان به دلیل چنین روابطی دست به خودکشی زده‌اند. اما در مقابل، فرهنگ “زن آزاد” نیز وجود دارد، فرهنگی که شما اکنون به آن نزدیک شده‌اید. زنان در تلاش‌اند از نقش‌های سنتی مادری و همسری عبور کنند. بااین‌حال، شما هنوز تنها با ده درصد از فرهنگ آزادی پیش می‌روید.

نبرد اصلی، جنگیدن با این ذهنیت است. ساختار جامعه‌ مردسالار مشکلات بسیاری را برای زنان به وجود آورده است: خشونت، استثمار، زنای با محارم، تجاوز؛ دختران در معرض قتل قرار دارند. اما فردا که کودکان نیز به قتل برسند، چه خواهید کرد؟ وقتی از فرهنگ ساتی صحبت می‌کنم، منظورم همین است. باید با این فرهنگ و این ذهنیت مبارزه کنید. شما با چنین زخم‌هایی روبرو هستید. باید از این زخم‌ها پاک شوید. مسئله زنان، مسأله‌ای عمیق‌تر از مسأله کوردها است. ما تنها آغاز کوچکی از این مبارزه را شروع کرده‌ایم. فرهنگ جنگ و درگیری در ابتدا به سمت زنان معطوف است. مبارزه برای کاهش این فرهنگ حتی به میزان اندک، دیناموی این مبارزه است. روحیه‌ی عصر، سیاست دموکراتیک است و زبان آن زبان صلح است. فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک هم‌زمان یک رنسانس برای زنان است. من زنان را که به زندگی مشترک ایمان دارند، با عشق مم و زین و درویش عبدی درود می‌فرستم و روز جهانی زنان کارگر را تبریک می‌گویم.»

با سلام و محبت‌های بی‌پایان

عبدالله اوجالان۲۰اسفند ۱۴۰۳

عبدالله اوجالان در سال ۱۹۸۰ از ترکیه خارج و به کشور سوریه پناهنده شد. او در آن‌جا از تنش‌های میان سوریه و ترکیه و نیز نزدیکی حکومت سوریه به شوروی استفاده کرد. وی از جمله به فعالیت سیاسی در میان کردهای سوریه پرداخت. با افزایش تنش میان دو حکومت ترکیه و سوریه، تهدید ترکیه مبنی بر حمله به خاک سوریه، منازعه بر سد حقابه سوریه در پی آبگیری سد آتاترک و نهایتا امضای توافق‌نامه آدانا، عبدالله اوجالان نیز در روز ۹ اکتبر ۱۹۹۸ از سوریه اخراج شد.  عبدالله اوجالان در سال ۱۹۸۰ از ترکیه خارج و به کشور سوریه پناهنده شد. او در آن‌جا از تنش‌های میان سوریه و ترکیه و نیز نزدیکی حکومت سوریه به شوروی استفاده کرد. وی از جمله به فعالیت سیاسی در میان کردهای سوریه پرداخت.

با افزایش تنش میان دو حکومت ترکیه و سوریه، تهدید ترکیه مبنی بر حمله به خاک سوریه، منازعه بر سد حقابه سوریه در پی آبگیری سد آتاترک و نهایتا امضای توافق‌نامه آدانا، عبدالله اوجالان نیز در روز ۹ اکتبر ۱۹۹۸ از سوریه اخراج شد. وی ابتدا به روسیه رفت و تلاش کرد با حکومت این کشور ارتباط برقرار کند. نمایندگان مجلس دومای روسیه طرحی را تصویب کردند که از یلتسین می‌خواست به اوجالان پناهندگی اعطا شود، اما دولت یلتسین که با ترکیه بر سر حمایت آن کشور از سازمان‌های جدایی‌طلب اسلام‌گرای چچن در تنش بود به استناد توافق‌نامه‌ای که این دو کشور در سال ۱۹۹۵ با یکدیگر مبنی بر دست کشیدن متقابل از حمایت از سازمان‌های کرد و چچنی امضاء کرده‌بودند، از اعطای پناهندگی به اوجالان سر باز زد. عبدالله اوجالان سپس ناگزیر از ترک روسیه و عزیمت پنهانی به کشورهای دیگری برای کسب پناهندگی شد. او به ایتالیا و سپس به یونان رفت و در هر دو کشور درخواست پناهندگی او مورد پذیرش قرار نگرفت. اوجالان سرانجام به نایروبی رفت و در محل اقامت سفیر یونان در کنیا مستقر شد.

سرانجام اوجالان سفارت یونان در کنیا را به‌همراه وکیلان خود و چند مقام کنیایی به قصد فرودگاه نایروبی جهت سفر به یک کشور آفریقایی دیگر ترک می‌کند. اما اتومبیل وی در مسیر ناپدید شده و در روز دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۷۷-۱۵ فوریه ۱۹۹۹، در یک عملیات هواپیماربایی در نایروبی توسط سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه‌(میت) با کمک سازمان اطلاعات مردکزی آمریکا‌(سیا) و سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل‌(موساد)، ربوده شد و یک روز بعد بولنت اجویت نخست وزیر وقت ترکیه خبر دستگیری و انتقال وی به ترکیه را به رسانه‌ها داد.

وی پس از دستگیری به اتهام «جنگ مسلحانه و قتل هزاران نفر»، محاکمه و به اعدام  محکوم شد اما ترکیه به دلیل انتقادات گسترده و تلاش‌هایی که برای عضویت در اتحادیه اروپایی دارد از اعدام وی خودداری کرد و به حبس ابد وی در زندان جزیره امرالی بسنده کرد. در عین حال دادگاه حقوق بشر اروپا در سال ۱۳۸۴ و پس از شکایت وکلای اوجالان، محاکمه وی را دارای ایرادات مختلف و غیرمنصفانه اعلام کرد. وجود قاضی ارتشی در دادگاه، عدم دسترسی وی به پرونده خود، حبس قبل از محاکمه و صدور حکم اعدام را از موارد غیر منصفانه بودن دادگاه دانست.

یک نمونه تاریخی از ترورهای دولت ترکیه در خارج کشور

در تاریخ ۱۰ ژانویه ۲۰۱۳ میلادی پلیس فرانسه اجساد ۳ زن به نام‌های سکینه جانسیز، فیدن دوغان و لیلا سویلمز را در خانه‌ای در محله لافایت پاریس کشف کرد که هر سه از فعالان رسانه‌ای کُرد در این کشور بودند. طبق تحقیقات پلیس فرانسه، عمر گونی راننده سکینه جانسیز و از اعضای پ ک ک مسئول قتل این افراد به دستور کادر رهبری این گروهک بوده است. کثیره یلدریم با نام سازمانی فاطمه، متولد شهر الازیغ ترکیه و از رهبران زن عضو پ ک ک بود که مجبور به ازدواج سازمانی با عبدالله اوجالان و ورود به حرمسرای شخصی و پرتعداد وی شد که بعد‌ها از سازمان جدا شده و در اروپا مستقر شد.

عبدالله اوجالان خالق شعار «زن، زندگی، آزادی» است.زن‌شناسی زنان و ژنولوژی یکی از اصول اصلی فلسفه‌ اوجالان است، وی برای بازسازی و احیای زیست و زندگی مستقل و آزاد زنان فعالیت می‌کند. اولین بار نیست که بحث بر سر آزادی زنان در جهان صورت می‌گیرد چرا که دست‌کم این بحث در مبحث سوسیالیسم، این علم رهایی بشر که بینان‌گذار آن مارکس است بحثی دایمی و پیگیر بوده از جمله هشت مارس روز جهانی زن محصول همین مبارزه تاریخی و طولانی است. بحث اوجالان درباره زنان، بیش از یک دهه است که در روژاوا‌(کردستان) سوریه به خوبی تجربه شده و نتایج و دستاوردهای بسیار بزرگ و مثبت، حتی برای مردم خاورمیانه دارد.

سکینه جانسز، متولد سال 1985 در خانواده‌ای کرد علوی در منطقه کوهستانی درسیم است. این منطقه در سال 1937 و 1938 شاهد قیام سید رضا درسیمی بود که دولت با استفاده از شدیدترین و خشونت‌بارترین شیوه‌ها آن را سرکوب نمود. مقامات دولتی ترکیه تحمل نام آن‌جا را نداشته و آن را به تونجلی تغییر دادند. در دهه هفتاد میلادی، این منطقه به مرکز مهمی برای کار، فعالیت و حتی مبارزه مسلحانه جنبش چپ تبدیل می‌شود. سکینه جانسز در چنین فضایی با احساس و درک ظلم و ستم موجود به جنبش چپ و فعالیت‌های انقلابی روی می آورد و در سال 1971 به جنبش جوانان انقلابی می‌پیوندد. سکینە، در دوران جوانی‌اش در اوایل دهه 1970، در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کند اما این کارخوشایند خانواده سنتی و‌محافظ‌کارش نبود. او تصمیم می‌گیرد به آنکارا برود، جایی که او برای اولین بار با عبدالله اوجالان ملاقات می‌کند و از نزدیک با ایدەهای او آشنا شده و تصمیم به همکاری با وی می‌گیرد. سکینه در یک مصاحبه، در باره این دوره می‌گوید: «در واقع من فشار خانواده را قبول نکردم و بر انقلابی‌گری اصرار داشتم.این دلیلی بود که مجبور شدم خانواده را ترک کرده و به آنکارا بروم.» کم آپوچی‌ها کمیته‌هایی درست می‌کنند و به سازمان‌دهی جوانان می‌پردازند. جانسز در قالب این کمیته‌ها در درسیم و مناطق اطراف به سازمان‌دهی مشغول می شود تا این‌که آن‌ها به این نتیجه ‌سند که بهتر است در قالب یک حزب به مبارزه ادامه دهند.

سکینه جانسز در 27 نوامبر  1978، در نخستین کنگره بنیان‌گذاری حزب کارگران کردستان‌(PartiyaKarkerênKurdistanê) مشهور به پ.ک.ک در روستایی نزدیک دیاربکر همراه «کسیره یلدریم»، تنها دو عضو زنی بودند که در تاسیس این حزب شرکت داشتند. گاردین درباره زندانی شدن جانسز می‌نویسد: «در زمان کودتای نظامی سپتامبر 1980 ترکیه، او همراه تعداد زیادی از اعضای پ.ک.ک زندانی بود و سال‌های زیادی را در زندان دیاربکر گذراند. جایی که 34 نفر از زندانیان میان سال‌های 1981 تا 1989 براثر شکنجه جان خود را از دست دادند و صدها نفر بعد از زندان نیز سال‌ها از شدت جراحات رنج می بردند. بر اساس گفته‌های اعضای پ.ک.ک و زندانیان پیشین نحوه رفتار با زندانیان سیاسی یکی از دلایل مهم روی آوردن حزب به رادیکالیزم و مبارزه مسلحانه با دولت ترکیه بود. جانسز در داخل زندان جنبش اعتراضی کردها در بیرون از زندان را رهبری می کرد.»

کندال نزان رییس انستیتوی کرد در پاریس به شبکه خبری فرانس‌24 گفته است: «… خیلی دشوار و سخت است.سکینه جانسز بارها مورد شکنجه قرار گرفت اما او به‌عنوان کسی که بسیار شجاع بود، مورد تحسین همه زندانیان و حتی زندانبانان بود.»

سکینه جانسز در سال 1991، مدت زندانش به پایان می‌رسد. بعد از آزادی از زندان خود را به محل کمپ پ.ک.ک، در دره بقاع لبنان که آن‌زمان تحت کنترل سوریه بود، می‌رساند. در آن‌جا نیز به فعالیت ادامه می‌دهد. او با شجاعت کم نظیرش در آن‌جا نیز توجهات را به‌سوی خود جلب می کند. اسم کُد او «سارا» بود. آلیزیا مارکوس در کتابی که درباره پ.ک.ک نوشته است درباره جانسز می‌‌نویسد: «او شروع به سازمان‌دهی جنبش زنان در داخل سازمان نمود. در سال 1993 یک سوم از نیروهای پ.ک.ک زن بودند.»

در سال 1993، هم‌زمان با به اوج رسیدن قدرت پ.ک.ک سکینه جانسز موفق می‌شود شاخه زنان پ.ک.ک را به اسم «انجمن عالی زنان»KomaJinenBılınd (KJB)‌ ایجاد نماید. بی‌بی‌سی در این‌باره می‌نویسد: «یک حزب ویژه زنان هم‌(داخل پ.ک.ک) وجود دارد که شاخه نظامی خود را دارد.»

«ک.ژ.ب» شامل یک سازمان چترآسای مخصوص زنان است که سه سازمان دیگر در آن فعال هستن د.اتحادیه زنان آزاد‌(ی ژ آ)، اتحادیه زنان مبارز‌(ی ژ استار) و حزب آزادی زنان کردستان‌(پ آ ژک). اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد در زندان‌های ترکیه در سال 2012 که 68 روز ادامه داشت، با ابتکار عمل زندانیان سیاسی زن و مخصوصا زندانیان «پ آ ژک» صورت گرفت. محمد علی ارتاش فعال و روزنامه‌نگار کرد به گاردین می‌گوید: «جانسز از برجسته ترین و مهم‌ترین نماینده گان جنبش زنان کرد بود. او از حرف زدن مخصوصا زمانی‌که مسائل زنان مطرح بود، ابایی نداشت.»

سکینه جانسز در لبنان، سوریه، فلسطین و کردستان– سوریه فعالیت نمود و بعداز آن به قندیل می‌رود. جانسز با اوجالان و مراد کارایلان رهبر عملی پ.ک.ک در حال حاضر، رابطه نزدیکی داشت. او بعد از این‌که مدتی در قندیل می‌ماند به توصیه کارایلان برای سازمان‌دهی کارهای حزب و شاخه زنان به اروپا می‌رود و در سال 1998 از فرانسه پناهندگی سیاسی دریافت می‌کند. سرانجام سکینه جانسز، سرانجام در تارخ 09/01/2013 در دفتر مرکز اطلاع‌رسانی کرد در پاریس، به‌ ‌همراه فیدان دوغان و لیلا شیلمز، با شلیک 12گلوله به سر آن‌ها ترور می‌شوند. بعد از حادثه ترور«فرانسوا اولاند» رییس جمهور فرانسه در گفت‌و‌گو با رسانه‌‌ها گفت: «حادثه وحشتناکی بود، متاسفم. من یکی از آن زنان را به خوبی می‌شناسم. او برای گفت‌و‌گو در باره کردها هرچند وقت یک‌بار پیش ما می‌آمد.»

در هر صورت خیلی زود روشن شد که فرد تروریست از سوی «میت»‌‌(پلیس مخفی ترکیه) مامور این ترور شده بود اما تا به امروز دولت فرانسه اقدام جدی علیه دولت ترکیه انجام نداد تا این که امسال هم باز هم شاهد ترور دیگری علیه فعالین کرد در فرانسه بودیم. دلیل تاکید به نقش و مبارزه جانسز در این‌جا، این است که نشان دهم پ.ک.ک و شخص اوجالان در سازمان‌دهی زنان در همه عرصه‌های تشکیلاتی و سیاسی در منطقه خاورمیانه پیشگام بوده است. همان‌گونه که می‌دانید «آپو» در روز ۲۷ فوریه امسال فراخوانی داد، با هیات دم پارتی ملاقات کرد و در سومین ملاقات خود فراخوان صلح و جامعه دمکراتیک را داد. پس از این فراخوان، هم افکار عمومی و هم جنبش آزادی منتظر این بودند که ملاقات‌ها با آپو به‌صورت دائمی ادامه داشته و موانعی ایجاد نشود. اما چنین نیست و هنوز به وکلایش اجازه ندادند که با وی ملاقات کنند. میلیون‌ها نفر به خصوص در ۸ مارس و نوروز ازپایم اپور استقبال کردند. آنان این فراخوان را راهی برای جست‌و‌جو و مبارزه می‌بینند تا یک جامعه دمکراتیک را  با قدرت مردمی بنا کنند. اما پس از این فراخوان باز هم گام‌های سرکوبگری از سوی دولت دیکتاتوری اردوغان، به‌ویژه با زندانی کردن اکرم امام اوغلو شهردار استانبول از سوی دولت برداشته شد. اما جنبش آزادی‌خواه و برابری‌طلب کرد نه تنها در ترکیه، بلکه در همه خاورمیانه به راه رهایی‌بخش خود ادامه می‌دهند و مرعوب هیچ حکومتی نشده‌اند.‌

این حق و حقوق مسلم آپو است ک هبا خانواده و وکلا و هم‌چنین روزنامه‌نگاران ملاقات داشته باشد.اکنون بزرگ‌ترین سئوال این است که چرا علیه آپو این‌چنین انزوایی سنگین تحمیل می‌شود؟وی۲۷ سال است که در آن‌جا زندانی است. به این ترتیب، هنوز تغییری در وضعیت و زندان و ملاقات آپو ایجاد نشده است. هنوز درهای امرالی بسته هستند و…

بهرام رحمانی

جمعه پانزدهم فرودین 1404-چهارم آوریل 2025

پیام بگذارید

رفیق فواد مصطفی سلطانی

اتحاد کارگری