۱۲ فروردین روز آغاز شکست

شمس الدین امانتی

Kan vara en bild av 2 personerبرگی از تاریخ برگرفته از پیام نشریه حزب کمونیست ایران، در فروردین ماه ۱۳۷۰.

تقدیم به طبقه کارگر در ایران تحت سلُطه، رژیم جمهوری اسلامی.

شمس الدین – امانتی. سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۴

در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸سردمداران جریان بورژوا اسلامی مردم را به پای میز انتخابات کشیدند تا از آنها بپرسند که «رژیم شاهنشاهی میخواهند یا جمهوری اسلامی؟» مردم نزدیک به ۳ ماه پیش از این، در بهمن ماه ۵۷ با قیامی عظیم طومار عمر رژیم شاهنشاهی را پاره کرده بودند و حالا میبایست در یک رفراندم مسخره مجددا به لاشه مرده رژیم سلطنتی شلیک کنند تا جسد مومیایی شده جمهوری اسلامی سر از قبر بلند کند، آنها این کار را کردند و در کارشان موفق شدند. اما مانور و فریب رهبران بورژوا اسلامی یک طرف قضیه بود. طرف دیگر قضیه خود ما مردم بودیم بیاد داریم که در روزها و ماههای تدارک قیام شعار «استقلال – آزادی – جمهوری اسلامی» یکی از شعارهای تظاهرات ها بود. این شعار اگرچه ضعیف اما بدلیل اینکه بدیل حکومتی را مطرح میکرد اهمیت فوق العاده ای داشت.

در آن روزها همه میدانستند که رژیم شاه باید گورش را گم کند، همه میدانستند که شرط ادامه زندگی مرگ حکومت سلطنتی است. اما در مورد اینکه «چه میخواهیم؟» نا روشنی زیادی وجود داشت. کارگران شوراها را ساخته بودند و خواهان کنترل کارخانه ها بودند و خمینی وعده نفت مجانی و نان و آب و مسکن عمومی را می داد، با این همه ابهام در مورد آینده و اهداف انقلاب، ابهام و توهم نسبت به نیروهای بورژوازی در اپوزیسیون و تثبیت نقش خمینی به عنوان رهبر و عامل وحدت تمام نیروهای ضد رژیم، آن زمینه هایی بود که ۳ ماه بعد از قیام بهمن، مرگ انقلاب را به نام مردم فریاد زد.

در روز ۱۲ فروردین وقتی مردم به جمهوری اسلامی «آری» گفتند در حقیقت نه به رژیم سلطنتی بلکه به شوراها و مردم مسلح «نه» گفتند. رژیم شاه مرده بود و جامعه بر سر دو راهی انتخاب سلطنت یا جمهوری اسلامی قرار گرفته بود. از همان روزهای قبل از قیام فقط یک دوراهی موجود بود، دوراهی قدرت گیری مجدد بورژوازی و یا ادامه و تعمیق قیام تا قدرت گیری حاکمیت کارگران.

روز ۱۲ فروردین روز توقف انقلاب، روز بازگشت به عقب و سرآغاز پایمال شدن تمام دستاوردهای قیام بهمن بود. اگر در روزهای قبل از قیام خمینی نخست وزیر لیبرال بازرگان نتوانستند مانع قیام مردم بجان آمده بشوند. اگر قیام بهمن رویای بدست گیری صحیح و سالم دولت از سلطنت طلبان، به جریان بورژوا – اسلامی را به باد داد. رفراندم ۱۲ فروردین پیروزی بزرگی برای بورژوازی مذهبی ایران محسوب میشد. آنها در این روز رسما از مردم اجازه کُشتن قیام بهمن و باز پس گرفتن دستاوردهای آن را گرفتند.

رفراندم، ۱۲ فروردین و بیرون آمدن جمهوری اسلامی از صندوق های رای محصول توهم مردم و ناروشنی اهداف و آلترناتیو حکومتی بود که مردم میخواستند در آن روزها تمام بورژوا لیبرالها، توه ایها، مذهبی های ریز و درشت و حتی بخش های بزرگی از رادیکالها به جمهوری اسلامی «آری» گفتند، اما کمونیستها و انقلابیون اگر چه با تعدادی کم انتخابات را تحریم کردند و امروز بعد از ۱۲ سال حقانیت واقعی آنها به روشنی پیدا است. اگر روز ۲۲ بهمن روز پیروزی قیام مردم بر علیه یکی از جبارترین حکومتهای قرن بود، روز ۱۲ فروردین روز پیروزی نیروهای بورژوازی بر علیه قیام بود و تابلو تمام نمای توهم توده های عصیان زده بود و روزهای خرداد ۶۰ معنی واقعی جمهوری اسلامی و حاکمیت بورژوازی اسلامی بود. روزهای خرداد ۶۰ به سالها تبدیل شد و ۱۰ سال به درازا کشید. ده سالی که نارو شنی و ابهام در مورد حاکمیت آلترناتیو آینده، باعث و بانی آن بوده است.

ده سال است که مردم نفرت از جمهوری اسلامی را هر روز و لحظه به لحظه اعلام میکنند اما باز هم ناروشنی در مورد آینده و وحشت از بدتر شدن اوضاع آنها را تخته بند کرده است. گرسنگی، عدم امنیت جانی، شغلی و اجتماعی زنجیرهای اسارت و میله های زندان جامعه جمهوری اسلامی هستند. اما در طی تمام ده سال گذشته علیرغم تمام کاغذ بازیهای فکورانه ی حضرات لیبرال و چشمک زدنهای رفسنجانی به آمریکا و نزدیکی تام و تمام به قدرقدرتی، نیروی اجتماعی طبقه کارگر پا به میدان گذاشته و بارها جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی کرده است نا باوریها را باید کنار گذاشت.

قدرت اینجاست قدرت در دستهای ماست. اتحاد کارگران و رهبری اجتماعی کارگران مسلح تضمین کننده پیروزی انقلاب و کسب و حفظ آزادیهای واقعی است. کارگران هیچ نفعی در باقی ماندن کمترین ذره و کوچکترین جلوه از نظم ظالمانه موجود ندارند، کارگران در انهدام این نظام فقط زنجیرهای اسارتشان را از دست میدهند. هر چه نظام سرمایه داری، استبداد و بهره کشی بیشتر ضربه بخورد کارگران آزادتر خواهند بود.

تمام ده سال گذشته ثابت میکند که فقط کارگران پیگیرترین نمایندگان دموکراسی و آزادی هستند و هیچ قدرتی مافوق قدرت اتحاد کارگران و مردم آزاده نمیتواند کمترین آزادی به مردم اعطا کند. ضامن حفظ آزادی ها و تضمین کننده زندگی بدون مشقت و استثمار نه دولتهای مافوق مردم است و نه ارتش حرفه ای، شوراهای واقعی و مردمی، شوراهای کارگران و ستمدیدگان، تسلیح عمومی مردم ضامن پیشروی و عقب گرد نکردن است. ابهام را دور افکنیم، قدرت در دستهای ماست. قیام تنها با دست کارگران و ستمدیدگان پیروز میشود و فقط حاکمیت آنها پیروزی را تضمین میکند

زنده باد حکومت کارگری. 

پیام بگذارید

رفیق فواد مصطفی سلطانی

اتحاد کارگری