سناریوی جمهوری اسلامی در سازماندهی چماقبدستان حکومتی، با تحریک هیستریکانهی آخوند خلیلیپور در راستای تفرقهافکنی میان کردها و ترکها، به نتیجهای نخواهد انجامید.
ایوب دباغیان
٣ فروردین ۱۴۰۴
در روزهای اخیر، ارومیه شاهد دو رویداد متضاد بود: از یک سو، جشن مسالمتآمیز نوروز که کردها، به همراه مردم ترکزبان، مراسم باشکوهی را در میدان تیر ارومیه برگزار کرده و بدون هیچگونه شعار نژادپرستانه یا تنش، تنها به جشن و شادی پرداختند؛ از سوی دیگر، تجمعی که با فراخوان یکی از روحانیون و حمایت برخی چهرههای وابسته به حکومت برگزار شد و با شعارهایی در حمایت از نیروهای امنیتی و علیه کردها، تلاش داشت تا فضایی متشنج ایجاد کند. بیگمان این وقایع تنها یک اتفاق ساده نیست، بلکه بخشی از سیاست دیرینهی جمهوری اسلامی در تفرقهافکنی میان اقوام و گروههای مختلف است تا تضاد اصلی، که همان تضاد بین مردم و حاکمیت است، به حاشیه رانده شود.
♦️ رویدادهای دو روز اخیر ارومیه: از جشن نوروز تا تجمع حکومتی
در ۲ فروردین ۱۴۰۴، پس از جشن نوروزی کردها که در ۲۹ اسفند ۱۴۰۳ در فضایی آرام و مسالمتآمیز برگزار شد، گروهی از افراد وابسته به جریانهای مذهبی و امنیتی، با سازماندهی قبلی و جمعآوری افراد از نقاط مختلف آذربایجان غربی، به محل تجمع آورده شدند. این تجمع با حمایت چهرههایی همچون آخوند خلیلیپور و نادر قاضیپور علیه کردها برگزار شد. تجمعکنندگان، عمدتاً از ترکها، تلاش کردند فضایی متشنج و تحریکآمیز ایجاد کنند.
این تجمع دارای ویژگیهای مشخصی بود:
ــ سازماندهی شده از سوی نهادهای حکومتی و تحت حمایت چهرههای نزدیک به سپاه و نیروهای امنیتی.
ــ حضور گستردهی عناصر مذهبی وابسته به حکومت، که عمدتاً از خطیبهای حکومتی دستور گرفته بودند.
ــ حمل پلاکاردها و تصاویر ملا حسنی (چهرهی تندرو و نژادپرست حکومتی).
ــ سر دادن شعارهایی در حمایت از رهبری و نیروهای امنیتی و در عین حال، شعارهای تحریکآمیز علیه کردها.
♦️ نقش جمهوری اسلامی در سازماندهی تفرقه
نقش جمهوری اسلامی در سازماندهی تفرقه
جمهوری اسلامی همواره از سیاست “تفرقه بینداز و حکومت کن” با سیاستهای تبعیضآمیز خود بهطور هدفمند در راستای بقای خود به تشدید تنشهای قومی دامن زده است. در مناطقی مانند ارومیه که ترکیب جمعیتی متنوعی دارند، حکومت تلاش میکند با ایجاد درگیریهای قومی، توجه مردم را از بحرانهای واقعی، مانند فقر، بیکاری، سرکوب سیاسی و فساد گسترده، منحرف کند.
ابزارهای اصلی حکومت برای اجرای این سیاست عبارتاند از:
1ــ استفاده از عناصر مذهبی و ناسیونالیستی افراطی برای دامن زدن به تنشهای قومی
2ــ ایجاد روایتهای جعلی در رسانههای حکومتی برای تحریک احساسات گروههای مختلف
3ــ تأمین مالی و سازماندهی تجمعات حکومتی برای القای فضای دو قطبی و بحرانزده در جامعه
از سویی دیگر، دولتهای ترکیه و آذربایجان با استفاده از روایتهای پانترکیستی، تلاش دارند هویت ترکهای ایران را به ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی خود در منطقه تبدیل کنند. در کنار این، گروههای ناسیونالیست کرد نیز با رویکردی کوتهبینانه و منافع محدود خود، در برخی مواقع بهجای گسترش همبستگی، به آتشبیار این معرکهها تبدیل شدهاند.
♦️ تأثیر بر طبقهی کارگر و زحمتکشان
همیشە درگیریهای قومی، بیشترین آسیب را به طبقهی کارگر و مردم زحمتکش کرد و ترک وارد میکند. این دو گروه، بیش از هر قشر دیگری، از سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی آسیب دیدهاند:
ــ هر دو گروه با فقر، بیکاری و تورم مواجهاند.
ــ هر دو گروه در سرکوبهای سیاسی، بازداشتهای امنیتی و فقدان حقوق اولیهی شهروندی، مشترک هستند.
ــ سیاستهای نولیبرالی حکومت، هر دو گروه را به حاشیه رانده و از امکانات اجتماعی محروم کرده است.
در حالی که زحمتکشان کرد و ترک در ایران با مشکلات مشترک اقتصادی، نابرابری در توسعه زیرساختها، محدودیتهای فرهنگی و نقض حقوق شهروندی دست به گریباناند، دشمن اصلی و مشترک آنان جمهوری اسلامی است. با این حال، حکومت این دشمن مشترک تلاش میکند تا این دو گروه را در برابر یکدیگر قرار دهد تا از اتحادشان علیه سیستم جلوگیری کند.
♦️ پیامدهای اجتماعی و سیاسی این رویدادها
ــ افزایش نفرتپراکنی و درگیریهای قومی، که تنها به نفع حاکمیت است
ــ تضعیف مبارزات مشترک مردم علیه جمهوری اسلامی و منحرف شدن انرژی انقلابی مردم به سمت درگیریهای داخلی
ــ سرکوب بیشتر نیروهای مترقی و فعالان مدنی، که در برابر این سیاستهای تفرقهافکنانه مقاومت میکنند
♦️ در نتیجه، مقابله با سیاستهای تفرقهافکنی، مبارزه علیه نژادپرستی، فرقهگرایی و سیاستهای حکومتی تنها از طریق آگاهی طبقاتی و اتحاد زحمتکشان ممکن خواهد بود.
ــ کردها و ترکها نباید اجازه دهند که جمهوری اسلامی از اختلافات قومی، برای بقای خود سوءاستفاده کند.
ــ طبقهی کارگر و مردم آزادیخواه باید تضاد اصلی را بشناسند: تضاد میان مردم و حاکمیت، نه میان اقوام.
ــ مبارزهی مشترک علیه جمهوری اسلامی، بدون افتادن در دام تفرقهافکنیهای حکومتی، تنها راه نجات از این چرخهی سرکوب است.
پایان سخن
تجمع حکومتی دیروز در ارومیه، نه یک حرکت خودجوش، بلکه بخشی از سیاست سرکوب و کنترل حکومت از طریق ایجاد تنشهای مصنوعی بود. اما همانگونه که تجربهی تاریخی نشان داده است، هیچ حکومتی با تفرقهافکنی و سرکوب، قادر به ادامهی بقا نیست. دیر یا زود، مردم ایران، از هر قوم و طبقهای خواهند فهمید که دشمن اصلیشان نه هموطنانشان، بلکه سیستم سرکوب و استثمار جمهوری اسلامی است.