ایوب دباغیان
۲ فروردین ۱۴۰۴
پیام نوروزی خامنهای در سال ۱۴۰۴، همچون سالهای گذشته، سرشار از وعدههای بیاساس و شعارهای توخالی بود. در این پیام، او بار دیگر تلاش کرد با طرح شعار «سرمایهگذاری برای تولید»، مشکلات اقتصادی ایران را سادهسازی کرده و به مردم وعدهی بهبود وضعیت بدهد. اما واقعیت تلخ این است که مشکلات اقتصادی ایران، ریشه در سیاستهای غلط، فساد سیستماتیک و سرکوب گسترده دارند. خامنهای از سرمایهگذاری سخن میگوید، اما در کشوری که با تورم افسارگسیخته، فقر گسترده و سرکوب سیاسی روبهرو است، آیا سرمایهگذاری امکانپذیر است؟
♦️ شعارهای تکراری و واقعیت تلخ جامعه
خامنهای هر سال با ارائه شعارهای اقتصادی جدید سعی میکند مردم را به آیندهای خیالی امیدوار نگه دارد. اما اگر به دههی اخیر نگاه کنیم، درمییابیم که تمام این شعارها، از «اقتصاد مقاومتی» تا «رونق تولید»، تنها پوششی برای سرکوب اعتراضات و تحمیل ریاضت اقتصادی به مردم بوده است. در حالی که از مردم خواسته میشود تا برای تولید سرمایهگذاری کنند، منابع کشور به جای تولید، در رانتخواری، فساد و ماجراجوییهای نظامی در منطقه هدر میرود.
مشکل اصلی، نه کمبود سرمایه، بلکه ساختار اقتصادی فاسد جمهوری اسلامی است که به جای تقویت تولید، سرمایههای ملی را به جیب سرمایهداران وابسته و نهادهای حکومتی هدایت میکند.
♦️ چرا سرمایهگذاری در ایران امکانپذیر نیست؟
خامنهای در پیام خود از لزوم سرمایهگذاری سخن گفت، اما او هیچ اشارهای به دلایل عدم تحقق این سرمایهگذاری نکرد. ولی دلایل اصلی را میتوان به شرح زیر برشمرد:
1ـ فساد و رانتخواری: منابع و سرمایەهای کشور نە در تولید، بلکە در شبکههای مافیایی قدرت و نهادهای امنیتی و نظامی مصرف میشود. بسیاری از بخشهای اقتصادی ایران در اختیار سپاه پاسداران، بنیادها و شرکتهای خصولتی است؛ نهادهایی که تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند.
2ـ سرکوب سیاسی و اقتصادی: فضای اقتصادی ایران به دلیل سرکوب معترضان، دستگیری فعالان کارگری و محدودیتهای شدید بر کارآفرینان، ناامن است. سرمایهگذاری نیاز به آزادی اقتصادی و ثبات دارد که در ایران وجود ندارد
3ـ نابودی طبقهی کارگر: جمهوری اسلامی با خصوصیسازیهای بیرویه، حقوقهای معوقه و سرکوب اعتصابات، نه تنها سرمایهگذاری را تشویق نکرده، بلکه زندگی میلیونها کارگر را نابود کرده است
♦️ واقعیت تلخ اقتصاد ایران؛ از تولید تا فلاکت طبقاتی
در ایران، سرمایهداری بهشکلی انگلی و وابسته رشد کرده است. به جای استفاده از سرمایه در تولید و توسعهی زیرساختها، این سرمایهها در بانکها، تجارت ارز، قاچاق و دلالی متمرکز شده است. این مدل اقتصادی نه تنها باعث افزایش فقر و بیکاری شده، بلکه حتی سرمایهداران مستقل را نیز به حاشیه رانده است.
در چنین شرایطی، چگونه میتوان انتظار داشت که سرمایهگذاری صورت گیرد، در حالی که کارگران در کارخانهها با دستمزدهای پایین و قراردادهای موقت به بردگی کشیده شدهاند، و منابع کشور در جیب طبقه حاکم و نهادهای نظامی قرار دارد.
♦️ شکاف طبقاتی و سرکوب سازمانیافته
خامنهای در پیام خود به بحرانهای اجتماعی و اعتراضات گستردهی سالهای اخیر اشارهای نکرد. چرا؟ چون او و طبقهی حاکم بهخوبی میدانند که سیاستهایشان باعث افزایش شکاف طبقاتی و خشم عمومی شده است. جمهوری اسلامی نه نمایندهی مردم، بلکه نمایندهی سرمایهداری فاسد، سرکوبگر و رانتخوار است که تنها هدفش حفظ منافع خود و سرکوب جنبشهای اعتراضی است.
در سالهای اخیر، اعتصابات کارگری، اعتراضات بازنشستگان، جنبشهای معلمان و مبارزات زنان، نشان دادهاند که طبقهی فرودست دیگر حاضر نیست در برابر این وضعیت سکوت کند. از مبارزهی کارگران هفتتپه و معلمان زندانی گرفته تا اعتراضات زنان علیه قوانین سرکوبگرانه، نشان میدهد که مردم راه خود را یافتهاند و دیگر فریب شعارهای حکومتی را نمیخورند.
♦️ راهحل چیست؟ سرمایهگذاری مردمی یا انقلاب اجتماعی؟
حقیقت این است که سرمایهگذاری واقعی در ایران، در ساختار فعلی ممکن نیست. تا زمانی که این نظام پابرجاست، اقتصاد ایران نهتنها رشد نخواهد کرد، بلکه فقیرتر، وابستهتر و بحرانیتر خواهد شد. جمهوری اسلامی یک مانع اساسی در برابر هرگونه توسعهی اقتصادی و اجتماعی است.
راهحل واقعی، نه امید بستن به اصلاحات درونسیستمی، بلکه سازماندهی جنبشهای مردمی، اعتصابات سراسری، و سرنگونی این ساختار پوسیده است. همانطور که در انقلابهای مردمی و جنبشهای کارگری در سراسر جهان دیدهایم، تغییر اساسی تنها از مسیر مبارزهی طبقاتی، همبستگی کارگران و فرودستان، و ایجاد یک نظم جدید اقتصادی و اجتماعی ممکن است.
♦️ چشم انداز نهایی سال ۱۴۰۴، سال تشدید مبارزهی طبقاتی
سال ۱۴۰۴ نه سال «سرمایهگذاری برای تولید»، بلکه سال مبارزهی مردم برای نجات زندگی خود از چنگال یک رژیم فاسد و سرکوبگر است. خامنهای و حاکمیت جمهوری اسلامی دیگر نمیتوانند با شعارهای توخالی مردم را فریب دهند. در حالی که طبقهی حاکم هر روز ثروتمندتر میشود، اکثریت مردم ایران در فقر و بدبختی دستوپا میزنند.
اما تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی تا ابد نمیتواند مردم را سرکوب کند. اعتراضات خیابانی، اعتصابات کارگری، و خیزشهای اجتماعی، نشان میدهند که جامعهی ایران در مسیر یک تغییر اساسی است.
امسال نه سال سرمایهگذاری، بلکه سال مبارزه است. نه سال فریب خوردن از شعارهای حاکمیت، بلکه سال ایستادن در برابر نظامی که چیزی جز فقر، سرکوب و فلاکت برای مردم به ارمغان نیاورده است.