7
تاریخ کردستان، سرشار از مبارزات آزادیخواهانه، از جانفشانیهای بیدریغ و از زخمهایی است که هنوز التیام نیافتهاند. سالها مقاومت در برابر استبداد، سالها امید به رهایی، اما در کنار آن، تلخیِ جنگهای داخلی، شکافهای حزبی و رقابتهای مسلحانهای که آرمان آزادی را گاه به قربانگاه برده است. آنچه در گذشته رخ داد، تنها روایت شکستها و پیروزیها نبود؛ بلکه درسی بود که باید آموخت. جامعهای که برای شکستن زنجیرهای استبداد قیام کرده است، نمیتواند و نباید در قیدوبند درگیریهای داخلی باقی بماند. هر جنگ داخلی، نه تنها فرصتی برای دشمنان مشترک خلق کرده، بلکه خون ستمکش را به دست ستمکش ریخته و بذر بیاعتمادی را در دل مردم کاشته است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، این پرسش مطرح است: آیا کردستانِ فردا بار دیگر در میدان رقابت احزاب مسلح گرفتار خواهد شد، یا سرانجام راهی به سوی حکومتی مبتنی بر ارادهی مردم خواهد یافت؟

از احزاب مسلح تا حکمرانی مردمی!
تجربهی سالهای گذشته نشان داده است که احزاب مسلح، هرچند در برههای از تاریخ، نقشی تعیینکننده در مقاومت علیه استبداد داشتهاند، اما نمیتوانند بهعنوان نیرویی دائمی در صحنهی حکمرانی باقی بمانند. چرا که حکومتی که بر لولهی تفنگ استوار باشد، نه برابری و دموکراسی میشناسد، نه آزادی، و نه حق تعیین سرنوشت برای مردم. اگر قرار است کردستان از دور باطل درگیریهای حزبی رها شود، نیازمند تغییرات بنیادین در ساختار ادارهی خود است: کردستان نمیتواند بار دیگر به میدان رقابت قدرتطلبان تبدیل شود. ادارهی امور، نه وظیفهی احزاب مسلح، بلکه حق مسلم مردمی است که برای سرنوشت خود تصمیم میگیرند. حزب باید در خدمت جامعه باشد، نه بر فراز آن. تنها راه برونرفت از استبداد حزبی، واگذاری قدرت به شوراهای مردمی است؛ شوراهایی که تصمیماتشان از پایین به بالا شکل میگیرد، نه از بالا به پایین دیکته شود. چنین سیستمی، تضمینکنندهی آن خواهد بود که هیچ فرد یا گروهی نتواند ارادهی مردم را مصادره کند. اگر امنیت کردستان در آینده قرار است حفظ شود، باید نیروهای مسلح تحت نظارت عمومی و بهعنوان بخشی از ساختار دفاعی جامعه عمل کنند، نه ابزار سلطهی حزبی. هیچ گروهی نباید سلاح را بهانهای برای کنترل مردم و تحمیل ارادهی خود قرار دهد. تاریخ، بارها نشان داده است که سیاست حذف، دیر یا زود به حذفکنندگان بازخواهد گشت. کردستانِ آزاد، کردستانی است که تکثر را بپذیرد، گفتوگو را جایگزین تفنگ کند و اتحاد را بر تفرقه ترجیح دهد. جامعهای که از زخم جنگهای داخلی عبور کرده، دیگر تاب آن را ندارد که آیندهاش به میدان آزمونوخطای احزاب مسلح تبدیل شود. فردای کردستان، اگر قرار است روشن باشد، باید از سایهی درگیریهای حزبی بیرون بیاید و در نور مشارکت مردمی، تعریف شود.
کردستان امروز، با وجود تمام آرزوهای مردم برای آزادی و برابری، همچنان زیر سایهی احزاب مسلح و احتمال درگیریهای خونین آنها قرار دارد. اکنون هفت حزب و سازمان، هر یک با شاخههای نظامی جداگانه، در صحنهی سیاسی کردستان حضور دارند. اگرچه این احزاب مدعی مبارزه برای آزادی و حقوق مردم هستند، اما تجربهی تلخ تاریخ نشان داده است که وجود چندین نیروی مسلح موازی، بیش از آنکه امنیت و ثبات به ارمغان آورد، زمینه را برای جنگهای داخلی و خشونتهای ویرانگر فراهم میکند.
درگیریهای پیشین میان حزب دمکرات کردستان ایران علیە کومەلە، همچنین نزاع خونین اخیر میان دو جناح از سازمان زحمتکشان، زنگ خطری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این رویدادهای تلخ، نشان میدهند که پس از سرنگونی رژیم، نه تنها احتمال درگیری میان این احزاب کاهش نمییابد، بلکه ممکن است خشونتها از کوهستانها به خیابانهای شهرها و روستاها کشیده شود. چنین سناریویی، کردستان را از مسیر آزادی و برقراری برابری منحرف کرده و به میدان جنگهای حزبی بدل خواهد کرد.
چرا درگیریهای حزبی میتوانند پس از سرنگونی رژیم تشدید شوند؟
1. رقابت برای قدرت و نفوذ
با سرنگونی رژیم، خلأ قدرت ایجاد میشود و احزاب مسلح برای تسلط بر مناطق مختلف، با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت. هر حزب، تلاش خواهد کرد تا مناطق خاصی را تحت نفوذ خود قرار دهد و به این ترتیب، اختلافات به درگیریهای مسلحانه بدل خواهد شد.
2. نبود ساختار سیاسی و امنیتی واحد
در غیاب یک نیروی دفاعی مردمی و غیر حزبی، هر گروه مسلح به خود اجازه خواهد داد که کنترل مناطق مختلف را به دست بگیرد. چنین وضعیتی، مشابه آنچه است کە در برخی از کشورهای خاورمیانه مانند لیبی، سوریه و از جملە کردستان عراق رخ دادە است.
3. اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی میان احزاب
این احزاب نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر ایدئولوژیک و سیاسی نیز اختلافات عمیقی دارند. برخی به دنبال فدرالیسم و برخی به دنبال استقلال هستند. این اختلافات، بدون وجود یک سازوکار دموکراتیک برای حل و فصل آنها، به درگیریهای خونین خواهد انجامید.
4. سابقهی درگیریهای مسلحانه میان احزاب
تاریخ نشان داده است که احزاب مسلح، بهجای حل اختلافات از طریق مذاکره و دموکراسی، همواره به سلاح متوسل شدهاند. درگیریهای گذشته میان حزب دمکرات علیە کومەلە، یا نزاع اخیر میان دو جناح سازمان زحمتکشان، نشان میدهند که احزاب همچنان حاضرند برای کسب قدرت، به روی یکدیگر آتش بگشایند.
عواقب ناگوار جنگهای حزبی در کردستان
اگر راهی برای رفع این مشکل (احزاب مسلح) پیدا نشوند، کردستان نهتنها به آزادی و برابری دست نخواهد یافت، بلکه به عرصهای برای خشونت، ناامنی و ویرانی تبدیل خواهد شد. درگیریهای حزبی، برخلاف ادعای احزاب، نهتنها امنیت مردم را تأمین نمیکنند، بلکه آنها را در معرض مرگ، آوارگی و رنج قرار میدهند. درگیریهای داخلی، نهتنها رژیمهای سرکوبگر را تقویت میکند، بلکه مردم را از آرمانهای آزادیخواهانه ناامید خواهد کرد.
1. زمینهسازی برای مداخلهی خارجی:
جنگهای داخلی، حکومت مرکزی، کشورهای همسایه و قدرتهای منطقهای را به دخالت در کردستان ترغیب خواهد کرد و در نهایت، مردم بهای سنگینی برای این درگیریها خواهند پرداخت. درگیریهای مسلحانه، اقتصاد کردستان را نابود کرده و آیندهی آن را در تاریکی فرو خواهد برد.
راهحل چیست؟ چگونه میتوان از جنگهای حزبی جلوگیری کرد؟
برای پیشگیری از این سناریوی فاجعهبار، لازم است که کردستان از یک سیستم حزبی-نظامی به یک ساختار سیاسی و اجتماعی دموکراتیک گذار کند.
1. خلع سلاح احزاب و ایجاد یک نیروی دفاعی و مردمی
• تمامی احزاب باید شاخههای نظامی خود را منحل کرده و سلاحهایشان را به یک نیروی دفاعی – مردمی و غیرحزبی تحویل دهند.
• این نیروی دفاعی باید تحت کنترل شوراهای مردمی قرار بگیرد.
• آموزش نظامی این نیرو، بر اساس اصول دموکراسی، امنیت عمومی و سیاستی تنظیم شود کە شوراها تصویب می کند.
2. ایجاد یک ساختار دموکراتیک برای حل اختلافات
• باید یک مجمع تشکیل شود که تمامی احزاب، بدون داشتن نیروی مسلح، در آن مشارکت کنند.
• اختلافات سیاسی باید از طریق گفتوگو و روندهای دموکراتیک حل شوند، نه با گلوله و جنگ.
3. تقویت جامعهی مدنی و نقش مردم در تصمیمگیریها
• مردم کردستان باید سرنوشت خود را در دست بگیرند و اجازه ندهند احزاب مسلح، آیندهی آنها را به گروگان بگیرند.
• نهادهای مدنی، شوراهای مردمی و رسانههای آزاد باید نقش نظارتی بر احزاب و فعالیتهای آنها داشته باشند.
4. همکاری و اتحاد برای جلوگیری از سناریوی سوریه، لیبی و کردستان عراق.
• احزاب باید درک کنند که درگیریهای داخلی، تنها به نفع دشمنان کردستان خواهد بود.
• باید یک توافق عمومی برای پرهیز از جنگهای داخلی و رقابتهای مسلحانه میان تمامی احزاب امضا شود.
نتیجهگیری:
همانطور کە تأکید شد، کردستان به احزاب مسلح نیاز ندارد، بلکه به دموکراسی، امنیت و برابری نیاز دارد.
اگر احزاب کردستان واقعاً برای آزادی مردم میجنگند، باید ثابت کنند که حاضرند منافع حزبی خود را فدای امنیت و آیندهی جامعه کنند. کردستان فردا نباید تحت سلطهی گروههای مسلح باشد، بلکه باید توسط مردم، برای مردم، و در چارچوب دموکراسی و برابری اداره شود. زمان آن رسیده است که سلاحها را زمین بگذاریم و قلم، گفتگو و عقلانیت را جایگزین خشونت کنیم. کردستان دیگر تاب جنگهای حزبی را ندارد.
صدیق جهانی
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳