سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ , ۱۴:۵۳:۳۴ به وقت تهران
 
خاطرات
چل چه مه
سه شنبه, ۱۶ام خرداد, ۱۳۹۶

چل چه مه * زمستان سال شصت و سه، بسیار سرد و پر برف بود. در آن زمستان، روستای کوچک چند خانواری “ده ره گاوان” که در دل کوههای چهل چشمه بنا شده است، مأمن تن های خسته ما پیشمرگان کومه له بود. آن روستا، از تمامی امکانات زندگی عادی از جمله، آب لوله کشی، حمام، […]



خاطرات رفیق علی پیچگاه از مبارزات کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت
دوشنبه, ۳۰ام اسفند, ۱۳۹۵

خاطرات رفیق علی پیچگاه از مبارزات کمیته اعتصاب و شورای کارگری پالایشگاه نفت شعر حاجی فیروز از سروده های احمد شاملو است https://www.youtube.com/watch?v=EWtdDCWljRg فایل صوتی جلسه جمع قدم اول ( تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر) مورخ ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ سخنران رفیق علی پیچگاه  موضوع سخنرانی بیان خاطرات ایشان از مبارزاتی که در کمیته اعتصاب و […]



تسخیر پادگان با دستان خالی!
دوشنبه, ۱۱ام بهمن, ۱۳۹۵

      کاوه دوستکامی در آخرین روزهای زمستان سال پنجاه و هفت که بیشتر از یکماه از سرنگونی رژیم پهلوی و دست به دست شدن قدرت در ایران میگذشت، مناسبات اجتماعی به شدت دگرگون و فضای نسبتا بازی بر جامعه حاکم و مردم برای نخستین بار و پس از چند دهه، میتوانستند نفسی تازه بکشند و […]



“ئاویەر”
چهارشنبه, ۸ام دی, ۱۳۹۵

کاوه دوستکامی نهم شهریور سال ۶۵، پس از پیمودن راهی نسبتا طولانی، برای ادامه فعالیتهای سیاسی – اجتماعی، به اطراف روستای “مه ره بزان” در ضلع غربی شهر سنندج رسیدیم. تیم ما که با عنوان تشکیلاتی ” دسته سازمانده چه م شار” شناخته میشد، در آن مقطع، متشکل از چهار نفر، من (کاوه)، حامد انصاری، […]



روزهایی پر ماجرا
دوشنبه, ۳ام آبان, ۱۳۹۵

تابستان سال شصت و شش، واحد شهری کومه له که رفیق جانباخته اشرف قدرجو(جلال رزمنده) مسئولیت آن را به عهده داشت، ضربه خورده و تعدادی از رفقای آن واحد، دستگیر و تعدادی هم جانشان را از دست داده بودند. بنا به وضعیت امنیتی پیش آمده، لازم بود که هر چه سریعتر جلال رزمنده از شهر […]



گوشه ای از یک تاریخ و خاطره ای از آن دوران!
چهارشنبه, ۲۱ام مهر, ۱۳۹۵

خاطره ای از ده ها خاطره که از دوران کودکی و نو جوانی بیاد دارم. مدت هاست که تصمیم دارم در مورد جریان دارسیران و خاطرات آن دوران که ‌هشت سال به درازا کشید و زندگی همه ما، دختران و پسران و بقیه مردم دارسیران را به خود مشغول کرده بود و آنرا تحت تاثیر […]



عزت دارابی: برگی از تاریخ: اتحاد دهقانان مریوان و ضرورت تشکیل آن چه بود؟
یکشنبه, ۲۴ام مرداد, ۱۳۹۵

مسئله اتحادیه دهقانان (یه کیه تی جوتیاران) در شهر مریوان و متعاقب آن در برخی شهرهای دیگر کردستان تا کنون از طرف طیف زیادی از گروه و افراد مختلف مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. اما باید گفت متاسفانه در کلیه نوشته و اظهارنظرها نواقص عمده ای به چشم میخورد که ناشی […]



ما چطور کودتا کردیم؟! ☰ ترجمه:رضا همراه
دوشنبه, ۲۸ام تیر, ۱۳۹۵

اگر شانس یاری می کرد امروز ما می‌بایست مصدر کار باشیم. البته نمی‌شه گفت همه‌اش تقصیر شانس است، خود ما هم در این جریان مقصریم! تمام کارها به راحتی آب خوردن انجام گرفت. افسوس که ما نتوانستیم خبر این موفقیت را به اطلاع هموهنان برسانیم. به همین جهت ” گند کار” در آمد و چیزی […]



کارل مارکس: درباه ارزش اعتصاب
چهارشنبه, ۱۱ام فروردین, ۱۳۹۵

اعتصاب­ها و تشکل­های کارگری به سرعت و در گستره­ای بی­سابقه در حال رشدند. من هم اکنون گزارش­هایی از اعتصاب کارگران کارخانه­ها را پیشِ رو دارم، کارگران همه­ی حرفه­ها در استاکپورت، آهنگران، ریسندگان، بافندگان و غیره در منچستر، قالی­بافانِ کیدرمینستر، معدنچیان معادن ذغال سنگِ رینگوود، نزدیک بریستول، بافندگان و پارچه­بافانِ بلکبرن، پارچه­بافانِ داروِن، کابینت­سازانِ بوستون و […]



داستانی از ماکسیم گورکی
سه شنبه, ۲۶ام آبان, ۱۳۹۴

قحط سال ۱۹۸۲ بود. من میان سوخوم[۱] و اوچم‌چی‌ری[۲] بر صخره‌های کنار رود کودور[۳] نشسته بودم. از آنجا تا دریا تنها سنگ‌اندازی فاصله بود و غریو برخورد امواج به‌‌ساحل از میان همهمهٔ شادی بخش جویبارهای صخره‌ها به‌‌وضوح شنیده می‌شد. بر فراز سرم، درخت‌های شاه بلوط به‌‌زر نشسته بودند و انبوهِ برگ‌هاشان چون پنجه‌‌های بریده، دور […]



خاطراتی که با این عکس زنده شد!
پنج شنبه, ۳۰ام مهر, ۱۳۹۴

گاهی یک موزیک یا یک منظره، گاهی یک قطعه عکس ، حتی یک بوی خوب موجب خاطرات زیبایی از دورانهای گذشته آدم میشود. چه تلخ چه شیرین آدمی را به آن دوران بر میگرداند و همه خاطراتش را از نو مثل صحنه های از یک فیلم، تند و تند از جلو چشم میگزراند. امروز همینطور […]



خاطره ای از روستای “شاسوار” تابستان سال۶۲
شنبه, ۱۸ام مهر, ۱۳۹۴

بعد از ماموریتی چند روزه در اطراف شهر سنندج، شب را در شاسوار که در منطقه ای بینا بینی به لحاظ امنیتی، واقع شده بود، سپری کرده و استراحت خوبی داشتیم. صبح که از خواب بیدار شدیم، بعد از صرف صبحانه ای ساده و مختصر، فرصت را غنیمت شمرده و از آن هوای گرم و […]



1 2 3
 
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad-k.com