یکشنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ , ۱۷:۱۷:۲۵ به وقت تهران
 
ر - م س / مقالات
آپارتاید اسلامی دکتر چمران!
سه شنبه, ۲۴ام بهمن, ۱۳۹۶

از  رشاد – مصطفی سلطانی

دوازدهم فیبرآری ٢٠١٨

 تینگ شیائو پێنگ رئیس جمور چین گفتە است : اگر گربە موش بگیرد ، مهم نیست رنگ گربە سیاە یا زرد باشد . داعش شیعە و داعش سنی ،  دو جریان اسلامی تندرو هر دو مخالف استقلال و حق تعیین سرنوشت ملت کرد هستند . چاپ هفدهم کتابی بنام ” کردستان” از دکتر مصطفی چمران * بیرون آمدە کە شایان بررسی است . حوادث کردستان را ،یکی از بزرگترین مشکلات داخلی انقلاب اسلامی ایران تعریف کردەاست . در مقدمە نوشتە شدە کە آقای چمران فرصتی نداشت تا بتواند وقایع را گویاتر از هرکس دیگری برشتەی تحریر در آورد و اگر در حال حیات می بود کتابش نفیس و ارزندە تر میبود . مطلب را دیگران گردآوری نمودە کە منسجم و مرتب نبودە  و از سە منبع تهیە  گردیدەاست .اول: دست نوشتەهای آقای چمران کە پیرامون حوادث پاوە  نوشتە شدەاند .دوم: سخنرانی های پراکندەی  ایشان در مورد مسایل کردستان  و سوم : یاداشت های  گوناگون ایشان در ارتباط با مسئلەی کردستان . آقای چمران ادعا دارد کە اگر همەی رهبران انقلابی جهان را سر هم بگذارند ،ازیک موی رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی کمتر است . آیا با ترازوی اسلامی اقای چمران  نیلسون ماندیلا، اولاف پالمە ، چەگوارا، ماهاتماگاندی، هوشی مین ،مارتین لوترکینگ، ابراهام لینکولن رهبر بحساب میآیند؟ در کتاب از سیطرەی احزاب چپ در کردستان سخن گفتە کە تحلیل و تفسیری عادلانە  نمی باشد و در ضمن تاریخ ، داستان سرائی نیست و ” علم  ” است . و هر انسان دمکرات و عدالت خواە الزاما مارکسیست – لنینیست نبودە و نیست .  ونمایندگان واحزاب و نیروهای آزادیخواە و انقلابی را جاسوسان بیشرف، مزدوران بی وطن و خود فروختە، دست نشاندەی صهیونیزم و آمریکا و بعث ،کافران ، منافقین، جرثومەی فساد ، منفور و ملعون ،حمال های استعمار ، علف های هرزە، و خبیث نامیدەاست .

١-    نقدە!

 شهر نقدە  را ترک نشین و دروازەی آذربایجان اعلام نمودە ، کە بر اساس جمعیت شناسی و دموگرافی یک ارزیابی نادرست و مغرضانە میباشد .این شهر دوملیتی و ساکنین آن کرد زبان و ترک زبان بودە  و ، از زمان رضا شاە تا کنون همەی قدرت اجتماعی و سیاسی شهر را بە ترک زبان ها تفویض نمودە و کردها کماکان مورد ستم مضاعف قرار گرفتە و،علیرغم تبعیضات حکومت های شاهی و مذهبی نسبت بە جمعیت کرد نشین ، ساکنین شهر زندگی مسالمت آمیزی با همدیگر داشتند .  زمانیکە جمهوری اسلامی  هژمونی سیاسی را  بدست آورد ، زمینە و بستر اختلافات را بین این دو ملت دامن زد و  نبود تفاهم و دیالوگ و احترام بە همدیگر و ،  تحریکات مستقیم حکومت و عوامل وابستە بە رژیم، جنگ نقدە را ببار آورد.

مکتب قران و تصفیەی آزاد مردان :

٢- در صفحەی ٣٩  کتاب، آقای دکتر چمران تحت عنوان( تصفیەی آزاد مردان)  اظهار نمودەاست .  ”  احزاب چپ بعد از خلع سلاح نیروهای انتظامی و قتل و غارت در پادگان های مهاباد، بانە و سردشت و بعد از نابودی نیروهای دولتی در منطقە ، دست بە تصفیەی نیروهای مذهبی مخالف خود زدند . در مهاباد ، سقز ، اشنویە ، جلدیان و بوکان بمکتب های قرآن حملە کردند و رگبار گلولە بر آنها گشودند . و این مراکز را بە آتش کشیدند ، کە  جرم آنها فقط تفسیر قرآن در شب های جمعە بود و ، التزام آنها باسلام و احیانا پشتیبانی از انقلاب اسلامی ایران و اصولا مسلح نبودند ….  ” .  آیا دیکومینت و سند معتبری در روزنامە های احزاب چپ کە در شهرهای مهاباد ، سقز، اشنویە، جلدیان و بوکان   بە مکتب قرآن حملە کردەباشند ثبت شدەاست ؟؟   جمهوری اسلامی نشریات نیروی چپ را همیشە آرشیو می نمود و، اگر  دیکومینت و سندی میبود چرا کوپی آنها و حملات در کتاب درج نگردیدەاست ؟ از آنجا کە مکتب قرآن در شهرهای مریوان و سنندج با روند مبارزات مردم کردستان همسوئی نداشتند و مورد تنفر  بودند ،در جوار سیلاب و طغیان مبارزات تودەها و از طرف جوانان بی تجربە و احساساتی و تشکیلات های چپ مورر تعرض قرار گرفتند و، اساسا این فنومن را هرگز نمیتوان انکار و کتمان نمود . از دیدگاە نیروهای انقلابی و مخالف رژیم ، مکتب قرآن در مخالفت با رفع ستم ملی و خواست های عادلانە و انسانی مردم کردستان  با جمهوری اسلامی همکاری بدون مرز و اشکاری داشتند و رنجبران ، روشنفکران و ستم دیدگان مواضع آنها را قبول نداشتند و نمی پسندیدند . اکثریت  شهروندان سنندج و مریوان شاهدند کە اعضا و هوادارنشان در مساجد مشغول شتشوی مغزی جوانان و در جوار کار و خدمت روتین بە جمهوری اسلامی ، بر علیە مردم کردستان جاسوسی کردە و با چشمان بستە انقلابیون کردستان را در خیابان ها ، کوچەها و زندان ها شناسائی نمودە و در خدمت شیخ صادق خلخالی و آقای چمران در کشتار انقلابیون خصوصا در شهرهای مریوان و سنندج فعال و تاثیر گذار و شریک جرم بودەاند . در این راستا خدمات مشعشع و مشورت های مشاورین همدان نشین و کمک های بیدریغ مکتب قرآن بە جمهوری اسلامی  در تاریخ ثبت و جاویدان است . بر خلاف اظهارات دکتر چمران افراد مکتب قرآن مسلح بودند و ” گروە ترور ” را در مریوان با ترکیبی از عناصر مشکوک و کهنەساواکی و جوانمردهای سابق ژاندامری سازماندهی کردە بودند . کە کارت گروە ترور در میان وسایل یکی از زخمی هایشان در بیمارستان پیدا شدو در موردش افشاگری گردید .

٣-   مبارزات مدنی شهروندان مریوان! آناتومی دکتر چمران مبارزات مدنی شهروندان مریوان کە آوازە و شهرت بین المللی پیدا کردە بود با عنوان ” توطئە ” و بطور بی نهایت سطحی و بیرمق بحث کردەاست . این شهر در مجموع با نیروهای سیکولار و چپ تداعی میگردد. از نیروهای چپ کە در کردستان و مریوان فعال بودند تنها بە چریک های فدائی و گاە و بیگاە بە حزب دمکرات اشارە شدە است .  اما کۆمەڵە حرف اول را میزد و پایگاە و اتوریتەی اجتماعی گستردە و وسیعی داشت و وزن اجتماعیش  در خاورمیانە مطرح بود .  علیرغم اینکە کۆمەڵە جایگاە وزین و قدرت سیاسی و نیروی مسلح فداکار و پیشروی داشت و،در همەی رویدادهای کردستان حضور داشتە و در مبارزە بر علیە ارتجاع  بومی و در برابر جمهوری اسلامی بدون تزلزل و سازشکاری و در جبهەی مقدم با سرافرازی مبارزە کرد  ،  چهار بار بە کۆمەڵە در صفحات ۵٣،١٣۴،  ١٣۶، ١٣٧ اشارە گردیدە و در صفحەی  ١٣١  بشیوەای مرموز بجای کۆمەڵە ،  حزب ” کمولە” نوشتە شدەاست .  اگر چە  آقای چمران  کاک فوآد را در مذاکرات خستە کنندەی فرمانداری مریوان از نزدیک می شناخت  و متدلوژی و جهان بینی و رهبری و اتوریتەی کاک فوآد را با چشمان خود دیدە بود، اما اگاهانە در مورد ایشان سکوت کردەاست . در دکترین کاک فوآد  تاکتیک و میز مذاکرە ،  سنگر وزین و معتبری  بود و،بار ها در حضور شهروندان مریوان و مردم کوچ کردە در اردوگاە کانی میران گفتە بود : اگر یک ساعت جنگ تحمیلی را بە عقب بیاندازیم ، ما پیروزی نسبی بدست آوردەایم . آقای چمران می گوید کە توطئەی مریوان را با صلح و صفا حل کردەاند . و بزرگان شهر نظرات او را پذیرفتەاند .  جای پرسش است چرا یک نفر از بزرگان شهر را معرفی نکردەاست ؟ آقای چمران ساختار و بافت شهر مریوان را در دورانهای چادر نشینی و طوایف و عشایر و مرد سالاری تصویر نمودە و تحلیل کردە است . در آنوقت شهر مریوان و اکثر شهرهای کردستان شورای منتخب خود را کە ترکیبی از نمایندگان مختلف و دگر اندیشان  بودند ، داشتند کە یک دستاورد گرانبهای تاریخی بود . و مردم با فرهنگ و کلتور عقب ماندە وفرهنگ ” بزرگان شهر” کاملا بیگانە بودند . و مردم خصوصا رنجبران شریف روستای” دارسیران” سال ها با ساواک و فیئودال ها وژاندار مری و حاکمین شهر در گیر و مبارزە نمودە بودند . این پتانسیل و ظرفیت مبارزە ، با دوران شبانی و چادر نشینی و مردسالاری مورد نظر آقای چمران کە با بزرگان شهر تماس داشتە هیچگونەهماهنگی و تطابقی ندارند . شاید  نظرات آقای چمران با  بزرگان شهر  با،ساکنین بارگاەهای خان ها ،سرای بیگ زادەگان، کلبەی کدخداها،  تکیە ی شیوخ و دروایش ، دولت سرا ی  رکن دوی ارتش و ساواک ، کمیتەی امام ومکتب قرآن  بودە کە نظراتش را پذیرفتە اند .

۴- داد پروری !

دکتر چمران میگوید کە فقط دادستان انقلاب و یا دادگستری حق رسیدگی بە اتهامت مجرمین را دارند .  جنبش مدنی یک شهر کە در کوچ تاریخی پژواک و انعکاس جهانی یافتە بود ،با سخنرانی کاک فوآد پایان یافت  ،  و سپس  تقریبا پاسداران و ارتش بطور خزندە  در شهر حضور یافتند . پاسدار ها با کمک مکتب قرآن همەر راەهای خروجی شهر را کنترل کردە و ، نە ٩ نفر از انقلابیون شهر را اسیر و بجای دادستان انقلاب و دادگستری با مشورت مکتب قرآن و عناصر کهنە ساواکی در دادگاە” اسلام ناب ” بدون تشکیل پروندە و اجازەی دفاع و وکیل مدافع بدستور خمینی و شیخ صادق خلخالی تیر باران گردیدند . می بایستی تمام سران جمهوری اسلامی وشخص آقای چمران با دیدن صحنەهای اعدام در فرودگاە سنندج شرم میکردند ، کە یکی از برادارن ناهید ،  اسیر و روی تخت برانکارد قرار داشت  ، و آقای ناصر سلیمی کە دستش زخمی بودە ، بگلولە بستند. آیا بە پروندەی این آزادگان دادستان انقلاب و یا دادگستری رسیدگی کرد ؟  شوک کشتار و قتل عام ها در سراسر کردستان و خصوصآ در فرودگاە سنندج و پادگان مریوان ، افکار عمومی را بشدت آزار و تکان داد و ،جمهوری اسلامی را رسوایی جهان نمود .

۵-   جنبش مدنی و انقلابی کردستان! در کتاب آقای دکتر چمران حقیقتا بدرستی مسئلەی جنبش را بررسی کردە ومیگوید:  “سقوط کردستان فقط متضمن تجزیە یک منطقە از خاک وطن نبود ، بلکە معادل نابودی انقلاب و استقلال ایران بود .”   مردم کردستان بە جمهوری اسلامی جواب ”  نە ” گفتند و هیچ توهمی نسبت بە ماهیت رژیم اسلامی نداشتە و در راستای گفتگو و دیالوگ و مذاکرە ، آخرین تلاش را از طریق هیئت نمایندگی خلق کرد انجام دادند ، کە جواب مثبتی را نگرفتند . و مردم کردستان بە پشت بام ها نرفتند کە عکس امام خمینی را در کرە ماە بە بینند . بە آخرین کانال حل  ستم ملی پناە بردە و سپس در برابر فرمان جهاد آیت اللە خمینی  با جنگ مسلحانە از کرامت ملت کرد دفاع نمودند .جمهوری اسلامی برای اینکە  امواج و تاثیرات جنبش انقلابی کردستان بە  خوزستان ، گنبدکاوس، آذربایجان ، بلوچستان و گیلان سرایت نکند با قدرت مضاعف کردستان را محاصرە و سرکوب کرد .  از لغزشهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی در کردستان هیجگونە دفاعی نمیتوان کرد . و بیگمان در مواقعی کجروی و چپ روی، کردارهای ناشایست، بی عدالتی ،سکتاریزم، تحجرات حزبی  بر سیاست هایشان سایەی تاریک انداختە بود . با تمام تفاصیل مردم کردستان از سرزمین اشغال شدە ی خویش دفاع کردەاند و می کنند . لذا بیرون راندن نیروهای اشغالگر خواست تاریخی ملت کرد است . اگر خواست ها ی صلحدوستانە و عدالت خواهانەی مردم کردستان  کە از کانال های مذاکرات و دیالوگ و تفاهم گذر میکرد، توسط حکومت مرکزی جواب مثبت می گرفت و حل میگردید ، طبعا کسی دست بە اسلحە نمی  برد .  درطول تاریخ  ودرواقع جنگ مسلحانە را  اشغالگران بر انقلابیون کردستان تحمیل کردەاند . اما زمانیکە همە کانال های مدنی و بشردوستانە  بستە شدە و مردم کردستان جواب خواستەهایشان از جملە: طرح هشت مادەای مهاباد و پلاتفورم ٢۶ مادەای و آمادگی  هیئت نماینداگی خلق کرد در راستای دیالوگ و گفتگو  را با توپ و بمباران و کاتیوشا و اعدام ها میگیرند و تنها کانال گفتگو لولەی تفنگ هاست ،مبارزات مسلحانە و جنبش های مدنی کماکان اولویت داشتە و دارند . در کدام قانون و پیمان بین المللی تجزیە ، تاوان و جرم ارزیابی شدەاست؟ مردم کردستان بهیچ وجە  نمی خواهند کە کردستان مستعمرەی مشترک چهار حکومت اشغالگر باشد !  اگراز پدیدەی ” تجزیە”  ترجمەای انسانی و جامعە شناسانە ارائە دهیم ، تجزیە در ماهیت خویش بمعنی جدا شدن خاک جغرافیائی  از سرزمین های ایران ، عراق ، سوریە و ترکیە نیست .  و جدا شدن خاک جغرافیائی حقیقتا امکان عملی ندارد و هیچ قدرتی نمیتواند این گسستگی و جدائی جغرافیائی  را انجام دهد . تجزیە و جدائی یعنی نیروهای اشغالگر از سرزمین کردستان بیرون بروند و سرنوشت مردم کردستان را بدست خودشان بسپارند .در این فاز تاریخی کە بە غلط تجزیە و جدائی لقب گرفتە است ،  سرزمین  کردستان کماکان با کشورهای همسایە ، کە زمانی اشغالگر بودەاند پیوند جغرافیائی، ناگسستنی  و زمینی خواهد داشت . آقای چمران در بالاترین سطح ” حکومت محلی ” را قبول دارد ، آنهم قدرت را بە کسانی واگذار میکند کە بە انقلاب اسلامی و استقلال ایران معتقد باشند . و مستقیما با اصل حق تعیین سرنوشت ملت ها و جدائی تا سرحد تشکیل کشور مستقل، مخالفت می کنند و مرز پر گهرو تمامیت ارضی را  می ستایند.  زمانیکە حکومت های منطقەی خاورمیانە بشیوەی دمکراتیک وبا رعایت اصول دمکراسی ادارە شوند ، زندگی مسالمت آمیز در شرایطی کە ستم ملی برطرف شود وحقوق شهر وندان کردستان همردیف و در سطح حقوق شهروندان کشور های خاورمیانە باشد ،امکان پذیر است .

۶- حوادث پاوە !

 در تحلیل و نگارش جنگ پاوە ، اوج بی صداقتی از جملات لبریز است . در کتاب آمدە  کە دزدان قلخانی و جوانرودی شهر پاوە را تالان کردەاند . در دنیای بی رحم با سیستم های درندە و توتالیتر در حقیقت  دزدهای حرفەای ، بانک تاسیس می کنند و دزدهای معمولی بانک را سرقت می نمایند . بلاشک جمهوری اسلامی خالق و بوجود آورندەی هزاران بانک در ایران است . توهین و افترا بە هر کسی و تحت هر بهانەای در دنیای متمدن امروز جرم است . بلاشک لغزشهائی در میان مردمان قلخانی و جوانرود دیدە شدەاست .  اما نویسندگان شریف مجازنبودە و نیستند کە همە مردم آن مناطق را دزد خطاب کنند . آقای چمران بارها از مردم مومن کردستان سخن گفتە اما در بخش باصطلاح آزاد سازی سردشت ، چونکە مردم سردشت ، کانون جاسوسها و بزرگترین عامل سرکوب مردم یعنی پادگان شاهنشاهی _ اسلامی  را خلع سلاح نمودە همچون ” اقوام وحشی ” توصیف میکند .   سازش ناپذیری و مبارزات عدالت خواهانەی شهروندان مهاباد در فاز وسطحی بودە و هست  کە هرگز جمهوری اسلامی  نمی تواند مردم  مهاباد را بە تسلیم وا دارد و ، در کتاب با عنوان ” سر افعی در مهاباد است ! ” یاد شدەاست.                                                                                                                                               ٧-   درمورد جناب ” شیخ عزالدین حسینی ! ”                                   تاریخ یگانە داوری است کە قضاوت منصفانەای دارد . جناب شیخ عزالدین حسینی انسانی دمکرات و عدالت خواە و صاحب مواضع بشر دوستانە بود . و همیشە منافع و سعادت تهیدستان و رنجبران جامعە را ، بر منافع احزاب ، گروها و شخصیت های سیاسی ارجحیت میداد . مواضع ایشان با روند تاریخ و گلوبالیزم و دنیای مدرن هم سفر بود . تفسیر، ترجمە و تحلیلی علمی و منطقی از دین و مذهب بە جوامع بشری و معتقدین بە اسلام ارائە دادند . و  بلا شک شایستەی احترام و قدردانی است . و در کتاب با گفتاری  وقیح و نازل از  جناب ” شیخ عزالدین حسینی ” یاد شدەاست .

 ٨- محاصرە و مرگ کاک فوآد !

  شرکت دکتر چمران برای محاصرە و بدام انداختن و کشتن کاک فوآد بشیوەای جالب  در کتاب بازگو شدەاست . در صفحەی ١١۶ می گوید:

“…… ما  خود را بە محاصرە می انداختیم ، ماخود بە داخل حلقەی محاصرە فرود می آمدیم . آنچنان نبود کە دشمن بیاید و مارا محاصرە کند . ما درست در وسط حلقەی دشمن پیادە میشدیم و آنها را از داخل منفجر میکردیم . باین علت بود کە در اخبار گفتە میشد مثلا ما در ” بسطام  ”  بین مریوان و بانە ” بە محاصرە افتادەایم . نهم شهریور ۵٨  کاک فوآد جان باخت ، در روز دهم شهریور ١٣۵٨  دکتر چمران نامەای خطاب بە نیروهای مسلح اسلامی و سپاە پاسداران و همکارانش نوشتە و از خدمات آنها سپاسگذاری کردە کە در صفحات ١١٧،١١٨، ١١٩ درج گردیدەاست . ” بر خلاف ادعا های کمیتەی مرکزی کۆمەڵە ، کە مرگ کاک فوآد را بر فاکتور های  قضا و قدرتحلیل و تفسیر کردە و همیشە در مواضعشان آنرا ” تصادفی ” عنوان میکردند . شواهد انکار ناپذیر تاریخی گواهی میدهند کە جمهوری اسلامی و همکاران بومیش، طرح و پلان دقیق و نقشە مندی را در بسطام اجرا کردند . دشمن شبکەی گستردەی ساواک و اطلاعات و طیف جاسوسانش را در منطقەی مریوان فعال نمودە بود . و دقیق ترین اطلاعات را از جاسوسانش در شهر بانە کسب کردە بود . و سفر های کاک فوآد را کنترل کامل نمودە و حتی میدانستند کە نیروی تعیین شدە از طرف اتحادیەی میهنی برای حفاظت از جان کاک فوآد بسر پرستی آقای ابراهیم جلال ، بطور آگاهانە و عمد ، این نیروی پیشمرگ در رفت و برگشت بانە _  مریوان با کاک فواد همراە نیستند .

٩-  قتل عام روستاهای کردستان ! در مورد قتل عام روستای قارنێ اعترافی شرمگینانە صورت گرفتە است و در کتاب وجود دارد . اگر چە در لفافەی انتقام جوئی ترک هائی کە چند روز قبل در این روستا کشتە شدەاند ، بازگو میگردد، اما بیان این تراژدی و اعتراف در مورد قتل عام مردم بیگناە روستا مشمئز کنندە و تهوع آوراست . زیرا این تراژدی از طرف ماسمیدیای جهانی افشا گردید و قتل عام مردم روستای قارنێ با سازماندهی و پلان سپاە انجام گرفتە بود . کە مستقیما جنایت سپاە را کتمان  کردە و کلمات انتقام جوئی ،را عنوان کردە کە مستمسکی برای دفاع از سپاەپاسداران  باشد .  همین تراژدی و قتل عام در روستاهای : قەڵاتان ، سوفیان  و دارەلەک بشیوەی وحشیانە تری از طرف سپاە تکرار گردید . پیکر خون آلود رنجبران این روستاها،  لوح های پاک و نانوشتەای بودند ،کە وجدان بشریت  فقط می توانست   عنوان ” فاشیزم  ” را بر پیکرها بنویسد و تداعی نماید  .  جمهور اسلامی در برابر این قتل عام ها سکوت محض کردە است  .

١٠-  برادران کرد مومن از دیدگاە  سیستم حکومتی :

در توصیف مردم کردستان و برای فریب افکار عمومی  بە کلمات برادر و مومن پناە بردە ، کە در حقیقت فریبندە و توخالی می باشند . از دیدگاە و متدلوزی آقای دکتر چمران ، اگر گربە موش بگیرد ، مهم نیست رنگ آن زرد یا سیاە باشد . فریب خوردگان و برادران کرد مومن و جاسوسان را در کردستان سازمان دادە تاملت کرد را کماکان در اسارت و عقب ماندگی  نگاە دارند. درمجموع این کتاب با پنجاە عکس مزین شدەاست . و با این همە کمک کە از طرف اکراد فریب خوردە بە سپاە و نیرویهای سرکوب  تقدیم شدە و راە و چاە را بە اشغالگران نشان دادەاند، تنها بطور تصادفی در یک عکس فریب خوردەای با لباس ملی و کردی پیداست . برادران کرد مومن از زمان تسلط رضا شاە تا کنون اجازەی ساختن یک مسجد را در تهران نیافتەاند . اما  برادران مومن با سپاە پاسداران و شیخ صادق خلخالی و دکتر چمران ، کە همەی حوادث و رویداد های بزرگ  کردستان با کمک و یاری  آنها  پروسەی سرکوب انجام پذیرفتە همکاری  گستردەای کردند .

  ١١–  مواضع و تفکرات دکتر چمران :

اندیشەهای اقای چمران راە بجائی نمی برند . دیواری تاریک و مەآلود حصار ذهنش شدەاست . فرمان جهاد آیت اللە خمینی  بکردستان را ” انقلابی ” توصیف نمودە و اهمیت این فرمان یعنی جهاد بر علیە مردم کردستان را یک مسئلەی مهم تاریخی بیان کردەاست . جناب سالوادور آلندە بیان گرانبها و با ارزشی در این مورد دارد و می گوید : تاریخ نە با سرکوب  متوقف میگردد و نە با جنایت . در ضمن دین و مذهب رابطەی کاملا خصوصی افراد با کردگار و یزدان است . در این کتاب مردم و انقلابیون کردستان را جانیان و کافر و بی دین لقب دادەاست . انتخاب دکتر چمران با تحصیلات سطح بالای آکادیمیک و دانشگاهیش همخوانی و انطباق ندارند . دین و مذهب را نمیتوان با زور و ستم بر کسی قبولاند . جامعەی قرن بیست و یک، ملقمە و رنگین کمان و ترکیبی از دین دار ها و بی دین ها می باشد . زمانی  بە دمکراسی و عدالت اقتصادی و اجتماعی احترام گذاشتەایم کە پذیرش دین و مذهب بر اساس دعوت و متقاعد کردن انجام گیرد ومنطقی نیست  دیگران  رامجبور بە قبول ادیان نمود . ایشان بجای همکاری با  سازمان فضا نوردان ” ناسا ”  و کمک بە پرتاب ماهوارەهای فضا نورد بە کهکشان ، پرتاب کاتیوشا ، توپ و نارنجک را بسوی مردم کردستان انتخاب نمودند و بر گزیدند . حقیقتا انتخاب ایشان خردمندانە نبود . و بعنوان واقعیتی انکار ناپذیر  خوشەهای خشم را در کردستان بارور نمود.   خطاب های دکتر چمران فقط آقایان است  و اساسا  تعجبی ندارد کە برای زنان و دختران رزمندە و انقلابی و صادق و شریف کردستان کە در مبارزات مدنی و مسلحانە و زندانها مبارزە کردەاند و جان باختەاند ، احترامی قایل نیست . و بین مواضع دکتر چمران با مردان متعصب یهودی ، کە خداونگار را شکر گزارند کە آنها را بصورت ” زن ” خلق نکردەاست ، چە اختلاف و تمایزی وجود دارد  ؟ و انقلابیون را جوجەهای چشم و گوش بستەی امیریالیزم روسیە و چین معرفی نمودەاست . اگر دکتر چمران زندە بود می دید کە اکنون با کمک سرویس های اطلاعاتی روسی و چینی کە در خدمت هستند ، سانسور بر قرار شدە و حکومت توتالیتر رامستقیما حفاظت می کنند .

 اقای دکتر چمران مابین دو خلبان انتحاری ، در پادگان مریوان .

 ١٢-    تشکیلات جهاد سازندگی

   در جوار تشکیلات جهاد سازندگی ، ارگانهای و گروەهای سازمان یافتەی مخفی در شهر ها و روستاها  بر علیە  ملت کرد بە جاسوسی می پردازند .و شوراهای روستا ها نیز در موارد فراوانی با جهاد و تبلیغاتشان همکاری میکنند . جهاد سازندگی  یک ارگان سرکوب بودە کەدر کنار کارهای عمرانی، بمباران مغزها و تعقیب نیرویای پارتیزان و فعالین مخفی کومەلە وحزب دمکرات را شناسائی کردە و ، و زمینەهای سرکوب  اسلامی را مهیا و کردستان را بە زندانی بزرگ تبدیل کردند.

********

دوازدهم فیبرآری ٢٠١٨

روشنگری و اطلاعات ضروری :

١  –  آپارتاید : سیستمی خیلی بیرحم و سیاسی  است. آپارتاید لغتی افریقائی است کە مترادف با تبعیض و جدائی و تحقیر میباشد . و اکنون در مسایل سیاسی و اجتماعی  مفهوم گستردەای دارد.

٢  –   بیوگرافی مختصر آقای دکتر مصطفی چمران :  در دانشکدەی فنی دانشگاە تهران رشتەی  الکترونیک را خواندە و بابورس تحصیلی بامریکا رفتە و در دانشگاە تکزاس رشتەی فیزیک پلاسما و الکترونیک را خواندە و، عضو نهضت آزای ایران بودە و، سال ها در سازمان  ” امل “در کشور  لبنان خدمت نمودەاست . امل  سازمان و تشکیلاتی متعلق بە شیعیان لبنان است کە در جنگ داخلی لبنان تاثیرات مخربی بر پروسەی پایان یافتن جنگ داخلی داشت .

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2018 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad-k.com