دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ , ۰۵:۱۶:۲۷ به وقت تهران
 
صدیق جهانی / گفت و گو
گفتگوهای گزارشگران درباره تحولات سیاسی در کشورعراق و اقلیم کردستان: گفتگو با صدیق جهانی
سه شنبه, ۲۳ام آبان, ۱۳۹۶

فروپاشی نیمی از ارتش عراق و طولانی شدن جنگ با داعش، دست احزاب ناسیونالیستی کردستان را باز کرد کە در کمال آرامش در بازار جهانی بە فروش نفت و گاز بپردازند. این نیمچە بازار، نهایتآ دست برخی از کشورها را باز کرد کە از طرفی در اربیل و سلیمانە دفتر نمایندگی دایر و از سوی دیگر تحت پوشش مبارزە با داعش، تا حدودی پیشمرگ های اقلیم کردستان را آموزش و تا حدودی نیز تسلیح نمایند. این ذرە پیشروی، آقای بارزانی را چنان سرمست و شتاب زدە کرد کە گویا پایەهای ایجاد دولت مستقل کردستان فراهم شدە و سرانجام در همکاری با اردوغان تصمیم گرفت کە از طریق برگزاری همەپرسی در ٢۵ سپتامبر ٢٠١٧، از طرفی از دولت مرکزی عراق فاصلە بگیرد و از سوی دیگر خود را زیر چتر “حزب عدالت و توسعە” بە رهبری “اردوغان” قرار دهد.

*****

گزارشگران:

یک ماه پس از برگزاری رفراندوم استقلال در اقلیم کردستان عراق, کرکوک طبق یک عملیات کوتاه و بدون مقاومت در اختیار نیروهای ارتش عراق و شبه نظامیان حشدالشعبی قرار گرفت. پرچم کردستان را که پیشمرگه های کرد در این شهر به اهتزاز دراورده بودند پائین کشیدند و پرچم عراق را بالا بردند. انتظار میرفت که پیشمرگه های کرد در برابر این نیروها مقاومت بخرج دهند و اینطور نشد. بسیاری معتقدند که خیانت شده است و رهبران کرد را مقصر میدانند. آیا این واقعه میتواند سراغاز جنگی دیگر و جابجائی بحران در کشور عراق شود؟ آیا دست هایی در کار است تا عراق را نیز سوریه ای کند؟ با فعالین و صاحبنظران سیاسی به گفتگو نشستیم.

صدیق جهانی از جمله فعالین کارگری و رسانه ای با سابقه و با تجربه است . با او گفتگو میکنیم!

با درود به شما و سپاس از اینکه درخواست گزارشگران را پذیرفتید

*****

گزارشگران:

اقلیم کردستان چندی پیش در یک همه پرسی با اکثریت قاطع به استقلال آن رای داد. برخی اصولا برگزاری آن و احیانا دستیابی کردهای عراق به استقلال را حق مسلم انان و مطابق با اصل حق تعیین سرنوشت برای خلقها دانستند و برخی نیز ضمن تائید این حق بطور کلی اما برگزاری این رفراندوم را در شرایط بحرانی کنونی بلحاظ زمانی و مکانی در این منظقه مضر دانستند. شما آنرا چگونه ارزیابی کردید؟

صدیق جهانی:

گرفتن لیستی از مخالفین و موافقین و یا پرسش در این زمینە کە آیا بلحاظ زمانی و مکانی، انجام همەپرسی ٢۵ سپتامبر سال ٢٠١٧، مثبت بود و یا مضر، دردی را دوا نمی کند زیرا این رویداد، از یک واقعیت اجتماعی برخاستە و در نتیجە لازم است بە جوانب مختلف آن پرداختە شود. ابتدا این را نیز بگویم کە موضوع همەپرسی حول استقلال کردستان از عراق، مربوط بە امروز نیست بلکە بە دورە جنگ جهانی اول و مخصوصآ بە تشکیل عراق برمی گردد. همان طور کە اطلاع دارید، هنگام تشکیل این کشور، مردم کردستان خواهان جدایی و زیستن بە شیوەای کاملآ مستقل بودند اما امپریالیزم و ارتجاع منطقە، با این خواست برحق مخالفت ورزیدند و در عمل نیز مردم کردستان را مجبور کردند کە بطور غیر ارادی و بعنوان شهروندان درجە سوم در کشور جدید التاسیس عراق قرار بگیرند. این همزیستی اجباری، از همان روز نخست از جانب ساکنان جامعە کردستان،بە چالش کشیدە شد و بە مرور زمان، دامنە مبارزات مردمی شکل نوین تری بخود گرفت. دولت مرکزی، بجایی پاسخ گویی بە مطالبات حقە این دیار، بەجایی احترام بە حقوق برابر شهروندی، از همان ابتدا و بەطور سیستماتیک ستم مضاعف، جنگ و نسل کشی مردم کردستان را مبنای سیاست خود قرار داد و این موجب گشت کە نفرت و شکاف عظیمی بین کوردها و عرب ها، نە تنها گسترش پیدا کند بلکە سرانجام بە مبارزە مسلحانە کشاندە شود.

تاریخ خونین ١٠٠ سال گذشتە، نشان می دهد کە مردم کردستان، هیچگاه دل خوشی بە پیوستگی، خویشاوندی سیاسی و جعرافیایی با این کشور را نشان ندادە و کماکان نیز نشان نمی دهند. با این توضیحات، بحث پیش رو را از دورە حکم رانی صدام و سپس سرنگونی اش، پی می گیرم.

از همەی ما روشن است کە بعد از جنگ اول خلیج، جامعە کردستان عملآ از حوزه نفوذ دولت مرکزی عراق خارج شد و از سال ۲۰۰۳ به این سو، بصورت رسمی و قانونی از حق خودمختاری و فدرالسیم بهرەمند گشتە است. با ظهور «داعش»، نیروهای ارتش عراق، بدون کمترین مقاومت، اکثر شهرها و دهات مناطق نینوا در شمال عراق را تخلیە و بسوی بغداد پا بە فرار گذاشتند. بعد از این فرار بزرگ، پیشمرگەهای اقلیم کردستان بە مصاف «داعش» رفتە و سر انجام موفق شدند از پیشروی این گرو تروریستی از طرفی جلوگیری نمایند و از سوی دیگر مناطق بیشتری از خاک کردستان از جملە شهر نفت خیز کرکوک کە تا آن زمان تحت اشغال ارتش عراق بود، بە قلمرو فرمان روایی خویش درآورند. این تحول، موجب گشت کە بنیە اقتصادی اقلیم کردستان، نسبت بە قبل از ظهور «داعش»، ۵٠٪ افزایش پیدا کند.

فروپاشی نیمی از ارتش عراق و طولانی شدن جنگ با داعش، دست احزاب ناسیونالیستی کردستان را باز کرد کە در کمال آرامش در بازار جهانی بە فروش نفت و گاز بپردازند. این نیمچە بازار، نهایتآ دست برخی از کشورها را باز کرد کە از طرفی در اربیل و سلیمانە دفتر نمایندگی دایر و از سوی دیگر تحت پوشش مبارزە با داعش، تا حدودی پیشمرگ های اقلیم کردستان را آموزش و تسلیح نمایند. این ذرە پیشروی، آقای بارزانی را چنان سرمست و شتاب زدە کرد کە گویا پایەهای ایجاد دولت مستقل کردستان فراهم شدە و سرانجام در همکاری با اردوغان تصمیم گرفت کە از طریق برگزاری همەپرسی در ٢۵ سپتامبر ٢٠١٧، از طرفی از دولت مرکزی عراق فاصلە بگیرد و از سوی دیگر خود را زیر چتر “حزب عدالت و توسعە” بە رهبری “اردوغان” قرار دهد. ایجاد این نوع از مناسبات، از چند زاویە برای دولت ترکیە حائز اهمیت بود.

١) چاپیدن منابع طبیعی کردستان. ٢) سرکوب پ.ک.ک و سپس بە زانو درآوردن جنبش انقلابی روژئاوا و کردستان ترکیە. ٣) اردوغان و بارزانی نگران از این بودند کە گویا دولت آمریکا در پی این است کە در همکاری با پ.ک.ک، روژئاوا و کردستان عراق را اداغام و نهایتآ کشوری نوین بنام کردستان می ساخت. لذا ترکیە از طریق فعالتر کردن بارزانی و جریان موسوم بە عنکەسی در کردستان سوریە، تلاش کرد طرح فوق را خنثی نماید.

این سناریوی چند جانبە، با مدیریت رژیم جمهوری اسلامی، ناگهان بەهم خورد. ماجرا از این قرار است کە رژیم اسلامی ایران، بە دولت در سایە خود در عراق، ماموریت داد تا حول تعمین منافع ژئوپلتیکی و هم چنین پارەای مسائل اقتصادی با ترکیە بە گفت و گو بنشیند. دیری نپایید کە این سیاست جامەعمل بخود پوشید و بلافاصلە جلسات پشت پردە زیادی بین ترکیە و عراق برگزار شد. اگر چە جلسات بەطور غیر علنی برگزار می شد اما روزنامەهای رسمی و غیر رسمی ترکیە، از تفاهم سیاسی و بستن قرار دادهای سیاسی و اقتصادی و بە مراتب فراتر از اقلیم کردستان، خبر می دادند. البتە این چرخش، دور از انتظار نبود زیرا دولت مذهبی ترکیە، هم با کوردهای ساکن کشور خودش و هم با کوردهای سوریە، خود را در حال جنگ می بیند. از این رو، هم پیمانی با عراق و ایران، برایش اهمیت مهم و استراتژیکتری دارد. بەهمین دلیل، از هم پیمانی با زمامداران اقلیم کردستان دست کشید. این اتفاق، برای بارزانی ناگوار و مانند خنجری از پشت تلقی می شد زیرا او را در حالی تنها گذاشتند کە زمان برگزاری رفراندوم بسیار نزدیک شدە بود. طبعآ اعلام پشیمانی از برگزاری همەپرسی، برای بارزانی بمثابە یک خودکشی سیاسی بنظر می رسید. از این رو، نامبرە در روز ٢۴م سپتامبر، مانند یک قمار باز حرفەای، جلوی دوربین ها ظاهر شد و از اما و اگر حرف زد و گفت:«اگر بگیرد همە در ناز و نعمت قرار می گیریم و اگر هم نگرفت، روز بعد بگین مقصر بارزانی دیوانە بود و آن وقت بجای من، خودتان امور جامعە را در دست بگیرید».

بعد از اعلام نتایج همەپرسی، حساب شدە فشارهای همەجانبە از جانب دولت مرکزی عراق و شرکا، بەشیوە جدی افزایش پیدا کرد و پا بە پای آن، بارزانی نیز ادبیات خود را تغییر داد و با دادن چراغ سبز، اعلام کرد کە گویا «هدف از برگذاری رفراندوم، تعیین مرز و جدایی نبودە بلکە تنها طرح سوالی بودە کە ما بدانیم مردم کردستان نسبت بە آیندە خویش،چطور فکر می کنند»! علی رغم این نرمش، دولت و پارلمان عراق، با صدور بیانیەهای پی در پی، شرط و شروط تازەای را تعیین کردە و با قاطعیت خواهان لغو نتایج همەپرسی شدند. در این راستا، بەنشانە افزایش فشار و ترساندن اقلیم کردستان، از طرفی مرزها و فرودگاهای سلیمانیە و اربیل را بستند و از سوی دیگر با برگزاری مانور نظامی مشترک، زمامداران کردستان را آچمز کردند. در بطن این طور شرایطی، شکاف عمیقی را در صفوف اتحادیە میهنی ایجاد کردە و سر انجام موفق شدند کە طی تفاهمی پشت پردە، شهرهای شنگال، مخمور، خانەقین، کرکوک و … را مجددآ تحویل دولت مرکزی دهند. همان طور کە مشاهدە کردیم، تفاهم فوق، ظرف دو روز اجرایی شد. در این خصوص، آقای بارزانی دوست و هم پیمان دیروزش (اتحادیە میهنی) را بە خائن نام می برد.

اما آن چە کە این روزها از طرف احزاب مافیایی کردستان و دولت های مرتجع منطقە، زیر سوال رفتە، رای برحق ستم دیدگان کردستان است. اکثریت قریب بەاتفاق ساکنان جامعە کردستان، پای صندوق های رای رفتند و بە جدایی از عراق و زیستن بەشیوەای کاملآ آزاد و مستقل رای دادند. حالا لازم است بپرسند کە نتیجە رای آنها بە کجا رفت؟ جواب هر چە باشد، یک واقعیت برای محرومان روشن شدە و بلاخرە دریافتند کە این تنها دولت های شونیست منطقە نیستند کە با مطالبە حقە محرومان بازی می کنند بلکە بورژوازی کورد نیز تمام قد در برابر خواست آنها ایستادە و می کوشد کە از بالای سرشان، کاری انجام دهد کە قدرت سیاسی و اداری جامعە بە دست ستم دیدگان کردستان نیافتد.

گزارشگران:

در برابر این پروژه ( همه پرسی ) صفبندی های سیاسی جدیدتری در منطقه شکل گرفت. مثلث عراق, جمهوری اسلامی و ترکیه اردوغانی برای پیشگیری از تشکیل دولت مستقل کردستان صف کشیدند و تهدیدهایی از سوی آنان انجام گرفت و محدودیت هایی در این ارتباط برای کردها ایجاد شد. برخی میگویند فلسفه این همه پرسی نه دستیابی به استقلال که گرفتن امتیازات بیشتر از دولت مرکزی عراق بوده است. شما چگونه ی بینید؟

صدیق جهانی:

در جواب بە سوال قبلی، تا حدودی بە این پرسش نیز پرداختەام اما برای شفاف تر شدن قضیە، سعی می کنم از زاویە دیگری موضوع را پی بگیرم. صفبندی های متمایز حول مسائل سیاسی، اجتماعی و … قابل انتظار و بسیار طبیعی بنظر می رسد زیرا هر کسی از زاویە منافع خود بە مسائل و رویدادهای اجتماعی جامعە و یا هر پدیدەی دیگری نگاە می کند. از این رو، صفبندی حول رفراندوم اخیر کردستان هم، اصل مبارزە طبقاتی را نمایان می کند. همان طور کە تجربە تاریخی ثابت کردە، شکل گیری مثلث عراق، ایران و ترکیە در قبال همەپرسیی کردستان عراق، دور از انتظار نبود زیرا این کشورها با جنبش انقلابی کردستان در کشورهای خود درگیرند و در برابر پیشروی هر پارچەای از کردستان، سریعآ اختلافات خود را کنار می گذارند و حول سرکوب جنبش آزادی خواهانە این جوامع، متحد می شوند. البتە شکل گیری این گونە مثلث های ارتجاعی، تمام مشکل و موانع های سر راە رهایی جنبش انقلابی کردستان نبودە و نیست زیرا صاحبان این مثلث ها، احزاب مافیایی و بورژوازی محلی کردستان را تاریخآ همراە خود دارند.

برای نمونە، اتحادیە میهنی و حزب دمکرات، با دامن زدن بە جنگ های خونین قبیلەای علیە یکدیگر، سالهاست کە کردستان را بە دو ادارە متفاوت تقسیم کردەاند. همان طور کە می دانید، قبل از این کە ارتش عراق، ایران و ترکیە جهت سرکوب جنبش انقلابی بە حرکت بیافتد، این احزاب مافیایی، از آنها دعوت می کنند کە مشترکآ قبیلە رقیب خود را سر راە بردارند. برای نمونە، اتحادیە میهنی جهت بیرون راندن قبیلە بارزانی در مناطق سلیمانیە و اربیل، از سپاە پاسداران کمک می گیرد و حزب دمکرات هم بە ارتش عراق و ترکیە پناە می برد. در جریان سرنگونی صدام بە این سو، آمریکا جهت دست یابی بە منافع خود در منطقە، آنها را بەنوعی آشتی دادە و بەهمین دلیل، فعلآ جنگی میان آنها نیست ولی بخاطر رویدادهای اخیر، بیم آن می رود کە هر لحظەبە جان همدیگر بیافتند.

برخلاف ژست دمکراتیکی کە بخود گرفتەاند، بهتر از ترکیە، ایران، عراق و سوریە نیستند زیرا در طول ٢۶ سال حکمرانی شان، مانند جمهوری اسلامی، دولت شیعە عراق و ترکیە، دزدی، فساد، دیکتاتوری، زن کشی و … را در جامعەکردستان نهادینە کردەاند. برای مسال، در طول ٣ الی ۴ سال اخیر، جدا از منابع گمریکی و …، روزانە ۶٠٠ هزار بشکە نفت بە بازار جهانی عرضە کردەاند اما کارگران و دیگر مزدبگیران، یک الی ٢ بار در سال و آن هم ناکامل معاش گرفتەاند. بنابراین، دامنە محدودیدها تنها از جانب حکومت مرکزی نیست. بارزانی مانند آخوندهای دجال،برای ماندن در قدرت، سالهاست بخشی از هزینەهای دولت ترکیە را بعهدە گرفتە و این در حالی است کە فقر و فلاکت اقتصادی، مانند خورە بجان محرومان کردستان افتادە و بطور روزافزون از آنها تلفات می گیرد. بارزانی و شرکا، عاشق قدرتند و برای این کە در رآس قدرت باقی بمانند، دست بە هر جنایتی زدە و می زنند.

گزارشگران:

شهر نفت خیز کرکوک از نقاط بسیار مهمی بود که توسط نیروی پیشمرگه ها آزاد و بخشا کنترل میشد. با پیشروی نظامی ارتش عراق و نیروهای شبه نظامی شیعه این شهر بدون مقاومت از سوی کردها واگذار شد. پیشمرگه های کرد دستور عقب نشینی از مواضع خود گرفتند. برخی آنرا خیانت رهبری دانستند و رهبری هم این اقدام را نه عقب نشینی بلکه جابجائی و برای پیشگیری از کشتار کردها اعلام کرد. ارزیابی شما چیست؟

صدیق جهانی:

برخلاف آن چە کە فرماندەهای محلی نیروی پیشمرگە گفتە و یا کماکان می گویند، اصل ماجرا از موضوع رفراندوم و سپس از روز ١٢ سپتامبر ٢٠١٧ شروع شد. موضوع از این قرار است کە در خصوص همەپرسی کردستان، جمهوری اسلامی هیاتی از اتحادیە میهنی را بە تهران کشاند و آنها را متقاعد کرد کە گوش بە فرمان بارزانی نباشند. بعد از برگشتن این هیات، رسانەهای رسمی و غیر رسمی جمهوری اسلامی، هر کدام بە نوعی موضوع همەپرسی ٢۵ سپتامبر کردستان را تحت پوشش قرار دادند و بر اساس آن بحث ها، معلوم بود کە بخش های از اتحادیە میهنی، با برگزاری رفراندوم مخالفند. بر پایە این مخالفت، جمهوری اسلامی هم چە باید کرد را در دستور کار خود قرار داد و سپس در روز ٢٣ سپتامبر ٢٠١٧، از طریق دولت شیعە عراق، بە رییس جمهور کورد زبان این کشور (فواد معصوم) ماموریت داد کە بەطور عاجل بە کردستان برود و زمامداران محلی این دیار را متقاعد کند کە از برگزاری رفراندوم صرف نظر کنند.

پشت درهای بستە و بدون دخالت دادن حزب تغییر و کومەل اسلامی، آقای فواد معصوم جلسە ویژە و مشترک با مسئولین اتحادیە میهنی و حزب دمکرات بە رهبری بارزانی برگزار کرد. اما تلاش های نامبردە ثمر نداد و آقای بارزانی بر تصمیم قبلی حول برگزاری رفراندوم تاکید ورزید و خواهان آن شد کە در موقع تعیین شدە، همەپرسی برگزار شود. این تصمیم، جناح مخالف درون اتحادیە میهنی را در مقابل برزخ پیش بینی شدەای قرار داد و بخاطر ترس از انشقاق، از بروز علنی اختلافات پرهیز کردند. اما این سکوت، بەمعنای پایان ماجرا نبود بلکە جهت بە شکست کشاند پروژە بارزانی، در مورد بیش از ۵٠٪ از خاک کردستان از جملە شهر کرکوک، با ایران، عراق و ترکیە، بە تفاهم رسیدند. البتە از آن جایی کە اتحادیە میهنی، هم پیمان تاریخی جمهوری اسلامی محسوب شدە و می شود، این طور ماجرایی دور از انتظار نبود و بی دلیل هم نیست کە وزیر امور خارجە جمهوری اسلامی و فرماندە بروزن مرزی سپاە پاسداران، در مراسم خاکسپاری آقای طالبانی فعالانە شرکت کردند. از این رو، آن چە کە در کرکوک و دیگر شهرهای کردستان رخ داد، حاصل مناسباتی فاسد و عشیرەای ست کە توسط بارزانی و طالبانی در آن جامعە نهادینە شدە است. تا این فرهنگ فاسد و قبیلەای در شئون زندگی مردم این دیار، تولید و باز تولید گردد، این طور رویدادهای کە بدان اشارە کردیم، طبیعی خواهد بود.

نیروهای ارتش عراق و حشدالشعبی بدون مقاومت وارد کرکوک شده اند و پرچم کردهای عراق را بزیر کشیده اند و پرچم خود را بالا برده اند. با توجه به ترکیب قومی موجود در این شهر ایا بنظر شما کرکوک آبستن بحران و درگیری های جدید خواهد بود.؟

تا لحظە ورود ارتش عراق و حشدالشعبی بە کرکوک، کنترل اصلی این شهر در دست اتحادیە میهنی قرار داشت. برخلاف اظهار نظر برخی از مسئولین نیروی پیشمرگ، کنترل مجدد کرکوک و … از جانب ارتش و حشدالشعبی، حاصل جنگ نبود بلکە ثمرە واقعی معاملەی پشت پردە رهبری اتحادیە میهنی با عراق، ترکیە، ایران و هم چنین آمریکاست. از این رو، تنزل دادن حقایق بە موضوع بە پائین آوردن و یا بالا بردن پرچم طرفین، سناریوی کذایی جهت پوشاندن معاملە و بە تبع آن تلاشی ست مفتضحانە برای اینکە افکار عمومی را بە بیراهە ببرند. اکنون کە واقعیت ها لو رفتە، طرفین جنایت های حشدالشعبی و ارتش عراق را بە گردن باندهای مافیایی می اندازند و پابەپای این گونە چرندیات، می پندارند کە گویا «شهر در امن و امان است» و شهروندان فراری را تشویق می کنند کە زندگی عادی خود را مجددآ از سر بگیرند.

گزارشگران:

گفته میشود که جمهوری اسلامی با نمایندگی قاسم سلیمانی و همراهی خانواده جلال طالبانی نیز در این واقعه دخیل بوده اند.جریان چه بوده است؟

صدیق جهانی:

بالاتر نیز این پرسش بەنوعی طرح شدە اما بەبهانە طرح مجدد آن، موضوع را بە شیوە دیگری دنبال خواهم کرد. مدتها قبل از باز پس گرفتن مناطق تحت کنترل داعش، این بحث مطرح بود کە گام بعدی ارتش عراق و حشدالشعبی، حملە بە کردستان است. بنابە عدم انسجام ارتش عراق و مقدار اسلحەی کە بدست نیروی پیشمرگ افتادە بود، برخی از رهبران احزاب ناسیونالیستی، این استنبات را داشتند کە گویا آنها قدرت مقابلە با نیروی پیشمرگ را ندارند. این محاسبە کاملآ غلط بود زیرا ارتش کنونی عراق، نیروی دوران ظهور داعش نیست. همە می دانیم کە بعد از سقوط شهر موصل و سپس تسلیم شدن دیگر شهرهای سنی نشین این کشور، دولت مرکزی عراق،از طرفی ساختار ارتش را مجددآ بازسازی کرد و در کنار این کار، با ابتکار جمهوری اسلامی، بسیج مردمی مبنی بر حشدالشعبی را ایجاد و بدین صورت بنیە دفاعی این کشور وارد فاز نوینی شد. این دو نیرو، با اعتقادات شیعەگری، بە مصاف داعش رفتند و گام بە گام موفق شدند مناطق اشغالی را باز پس بگیرند. با توجە بە آن چە کە ذکر شد، اگر شهر کرکوک هم معاملە نمی شد، باز این نیروها ظرفیت این را داشتند کە آن را باز پس بگیرند زیرا بعد از هر موفقیتی، معمولآ نیروی برندە حالت گمراە کنندە بخود می گیرد و سپس با روحیە بالا برای هر گونە چالشی تازە آمادە تعرض می شود.

فاکتور دیگری کە فرماندەهای محلی نیروی پیشمرگ نادیدە می گیرند، کشورهای هم جوار بود. آنها از شکاف بین ترکیە و ایران بر سر جنگ داخلی سوریە، نتیجە گرفتند کە گویا وضعیت شان چنان آشفتە و بحرانی است کە بە این زودی نمی توانند علیە کوردهای شمال عراق، متحد شوند! مشکل دیگر آنها و مردم عادی کردستان این است کە نمی توانند تکلیف خود با دو قبیلە فاسد (بارزانی-طالبانی) را یک طرفە نمایند. واقعیت این است کە دولت های حامی نظام سرمایەداری، منفعت هنگفت و دراز مدت را سریعآ قربانی اختلافات محلی خواهند کرد. علت اصلی اتحاد ترکیە، ایران، عراق و سوریە علیە نتیجە رفراندوم کردستان، در همین راستا معنی پیدا می کند. انعکاس این اتحاد عمل، آمریکا را نیز نهایتآ مجبور کرد کە بە منافع دراز مدت خود بیاندیشد و همین باعث شد کە دوستی ظاهریش را با احزاب ناسیونالیستی کردستان، بشدت کاهش دهد.

بنابراین، تنزل دادن اصل ماجرا بە حضور جنایت کاری مانند قاسم سلیمانی و … دور شدن از اصل ماجراست. در این شکی نیست کە خانوادە طالبانی و قاسم سلیمانی، در تحویل دادن بیش از ۵٠ درصد خاک کردستان بە حکومت مرکزی عراق، نقش فعالی داشتەاند اما نباید فراموش کنیم کە همەی احزاب مافیایی کردستان، خود را بخشی از عراق فدرال معرفی می کنند، در پارلمان این کشور نمایندە دارند، رییس جمهور و … دارند و تا قبل از ظهور داعش نیز کرکوک و چند شهر دیگر کردستان، بلحاظ قانونی بە کردستان بازگرداندە نشدە بود. این هم برگەای دست دولت مرکزی داد کە بگوید مانند شهر موصل و … حق دارند کرکوک را از پیشمرگەها پس بگیرد.

گزارشگران:

نقش و جایگاه کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل و عربستان در این تحولات چگونه است؟

صدیق جهانی:

این کشورهای کە نام بردید، تمایل بە این ندارند کە خاورمیانە و برخی از جوامع بین المللی بە دانش رو بیاورند و سپس سر و سامانی بە زندگی خود بدهند. بدین خاطر، دائمآ کوشیدە و کماکان برنامەریزی می کنند کە از طریق ایجاد جنگ خانمان سوز، پاشیدن بذر نفرت ملی و مذهبی، عراق، ایران، افغانستان، سوریە، ترکیە و … را چنان ناآرام نمایند کە در کمال آرامش از طرفی اسلحە بفروشند و از سوی دیگر نیز منابع طبیعی این کشورها را بچابند. این سیاست، اساس دخالتگری آنهاست و متاسفانە وضعیت را بەگونەای آرایش دادەاند کە جدا از کمونیست ها، کسی بە عمق فجایعی کە در حال جریان است، پی نبردە است. در بطن این آشفتگی، مردم عادی فکر می کنند کە احزاب مافیایی کردستان، در پی تحقق حق تعین سرنوشت گام برمی دارند! ما کمونیست ها و فعالین کارگری، بارها هشدار دادە و از مردم پرسیدەایم کە اگر اسرائیل و آمریکا طرفدار حق تعیین سرنوشت ملت ها می باشند، چرا اجازە نمی دهد کە محرومان فلسطین بە کشوری مستقل تبدیل بشود؟ چرا محیط کار و زیست مردم افغانستان، یمن، لیبی، سوریە و … را با بمب شخم می زنند؟

گزارشگران:

آنچه مسلم است این وضعیت جدید پس از همه پرسی کمک زیادی به حل بحران منطقه نمی کند و در این میان دولت اسلامی داعش میتواند از فضای ایجاد شده به بازسازی خود بپردازد. چشم انداز را چگونه میبینید؟ آیا ظرفیت ها و پارامترهای موجود احتمال سرانجامی بدون آغاز جنگ و کشتاری دیگر از طریق گفتگو را میدهد؟

صدیق جهانی:

ببین پرداختن بە ریشەهای بحران جاری در منطقە، در حوصلە این گفت و گو خارج است اما مختصرآ می توانم تاکید کنم کە دولت اسلامی (داعش) در اساس پروژە غرب بود. اکنون گروە نامبردە، رسالتش بە اتمام رسیدە و غرب با ابزارهای جدیدتری بە مصاف مخالفینش در خاورمایانە می رود. همان طور کە می بینیم، در حال حاضر زورآزمایی شدیدی میان روسیە و آمریکا بر سر منافع دراز مدت شان در منطقە جریان دارد و هر کدام از اینها جهت بکرسی نشاندن هدفشان، داعش پنهان و آشکاری را در آستین پروراندە و موقع لازم آنها را بە جان مردم این کشورها می اندازند. بحث آشتی اقلیت ها، حقوق بشر و یا دامن زدن بە بحث جدایی مسالمت آمیز ملیت ها از جانب غرب و شرکا، در دنیایی واقعی هیچ گونە ارزشی برای محرومان در بر نداشتە و کماکان ندارد. با این حرف های بە ظاهر منطقی، اینها جنگ را تدارک می بینند کە بە اهداف بلند مدتشان برسند. متاسفانە بخاطر نا آگاهی محرومان و نبودن آلترناتیوی کمونیستی، کماکان این منطقە آبستن تحولات است و هر لحظە احتمال دارد کە جنگ های نوینی از جملە جنگ بین احزاب قبیلەای کردستان مجددآ شعلەور بشود.

١٣ نوامبر ٢٠١٧

گزارشگران: با سپاس از صدیق گرامی که علیرغم مشکلات به گزارشگران پاسخ مثبت دادید

۱۳٫۱۱٫۲۰۱۷

www.gozareshgar.com

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad-k.com