سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ , ۱۴:۵۳:۴۸ به وقت تهران
 
محمود صالحی / مقالات
گشتی در شهر سقز و گفتگو با تعدادی از کارگران ساختمانی
شنبه, ۹ام بهمن, ۱۳۹۵

 کارگران:بالاترین ارکان تشکل های کارگری؛ ثبت شده و ثبت نشده مجمع عمومی است.

وظایف مجامع عمومی عبارتند از:

۱برنامه ریزی و تعیین خط مشی کلی و سالانه ی انجمن، در فاصله ی بین دو مجمع عمومی عادی.

۲تصویب اساسنامه ی انجمن و اصلاح یا تغییر کلیات یا بندهایی از آن، در مواقع ضروری.

۳بررسی گزارشات، اظهار نظرات و مجموعه عملکرد هیئت مدیره ، بازرسان ، و دیگر اعضای آن، و اتخاذ تصمیمات مقتضی در این رابطه.

۴انتخاب هیئت مدیره و بازرسان .

۵بررسی وضعیت مالی انجمن و تصویب تراز مالی آن.

۶راه اندازی نشریه و ایجاد سایت، به منظور درج نوشته ها و مقالات انجمن در آن.

۷تعیین میزان حق عضویت ماهانه ی اعضای انجمن .

۸تعیین دستمزد برای کارکنان انجمن و اعضای هیئت مدیره.

۹عزل کلیه اعضای هیئت مدیره و بازرسان.

۱۰تصمیم گیری در مورد آینده پیش روی انجمن.

کارگران: عزل هیئت مدیره و بازرسان انجمن ها ی صنفی در شهر سقز یک اقدامی تازه و یک روزه نیست. بلکه کارگران سقز در این رابطه تجربه های زیاد و گران بهای دارند.

درچند سال گذشته ،اعضای تعاونی مسکن کارگران مشترک در مجمع عمومی خود؛ کلیه اعضای هیئت مدیره و بازرسان را عزل کردند. تاریخ ۲۴/۱۰/۹۵ نیز اعضای انجمن صنفی کارگران و استاد کاران ساختمانی در مجمع عمومی با رای اکثریت قاتع خود کلیه اعضای هیئت مدیره را عزل کردند. این یک تحول مهم دیگر در جنبش کارگری شهرستان سقز محصوب می شود.به شکلی که در چند روز گذشته به هر جا و مکانی که تنها چند نفر کارگر حضور داشته باشند مراجعه کنید. این تحول تاریخی ورد زبان خاص و عام شده و بحث در مورد مجمع عمومی مورخ ۲۴/۱۰/۹۵ به یک مسله مهم روز تبدیل شده است. بحث در مورد مجمع عمومی و عزل دسته جمعی هیئت مدیره ، امروزه مهمان تمام محافل کارگری وجمع ها شده است.انسان وقتی گذرش به محل تجمع کارگران وحتی جمع انسانهای عادی می افتد،علارغم میل باتنی اش مجبور به دخالت در این مورد است.

اصل ماجرا از این قرار است.

بنابه گفته ی بازرس انجمن صنفی کارگران ساختمانی که در مجمع عمومی گزارش خود را به استحضار اعضاء رسانده است ” اعضای هیئت مدیره نتوانسته اند رسالت خود را بر اساس اساسنامه انجمن در فاصله بین دو مجمع عمومی به خوبی وبصورت مثبت انجام دهند، بر هیمن اساس ( بنابه گفته شرکت کنندگان در مجمع عمومی) ۹۸ درصد از اعضای شرکت کننده در مجمع عمومی مورخ ۲۴/۱۰/۹۵ رای به عزل دسته جمعی هیئت مدیره داده اند.

نتیجه رای گیری توسط هیئت رئیسه مجمع عمومی و با نظارت نماینده اداره تعاون رفاه و تامین اجتماعی شهرستان سقز صورتجلسه شده است. واما، بنابه اظهارات کارگران و شرکت کنندگان در مجمع عمومی اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی از اعضای هیئت مدیره عزل شده دفاع می کنند.

هرچند اداره تعاون رفاه و تامین اجتماعی در سنوات گذشته همیشه از تخلفات انجمن های صنفی حمایت کرده است و در بعضی مورارد مشاهده شده که سالها یک انجمن و یا یک تعاونی طبق قانون خودشان اقدام به تشکیل مجمع عمومی نکرده اند. ولی اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی که این تشکل ها زیر مجموعه آن اداره است سکوت اختیار کرده اند.

اما طبق قانون و اساسنامه ای که از سوی وزارت کار به کلیه انجمن های صنفی دیکته شده، دفاع اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی شهرستان سقز از هیئت مدیره عزل شده غیر قانونی است. دفاع نا مسئولانه وغیره قانونی از افرادی که در مجمع عمومی وبا رای اکثریت شرکت کنندگان در مجمع عمومی عزل شده اند به مشکلی بزرگ در شهر سقز تبدیل شده و شهر را تبدیل به یک بشکه باروت کرده که هر آن انتظار می رود که منفجرشود. اگر اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی شهرستان سقز و مسئولان استانی از افراد عزل شده دفاع کنند. طبق ماده ۶۰۶ قانون مجازات اسلامی ( هر یک از روسا یا مدیران یا مسئولین سازمان ها و موسسات مذکور در ماده ۵۹۸ که از وقوع جرم ارتشاء، یا اختلاس یا تصرف غیر قانونی یا کلاهبرداری یا جرایم موضوع مواد ۵۹۹ و ۶۰۳ در سازمان یا موسسات تحت اداره یا نظارت خود مطلع شده و مراتب را حسب مورد به مراجع صلاحیتدار قضائی یا اداره اعلام ننماید، علاوه بر حبس از شش ماه تا دو سال به انفصال موقت از شش ماه تا دو سال محکوم خواهند شد.) بنابراین کارگران نباید در این مورد حساس باشند، بنابه اظهارات خود کارگران کلیه اسناد مربوط به هیئت مدیره عزل شده توسط بازرس در اختیار مسئولان شهرستانی و استانی قرار گفته است.

با توجه به اهمیت موضوع تصمیم گرفتم سری به داخل شهر بزنم و از نزدیک نظرات کارگران را گوش دهم و چند سئوال نیز در مورد مجمع عمومی بپرسم.

اولین جای که رفتم میدان کریم آباد بود. چند نفر کارگر در مورد مجمع عمومی صحبت می کردند. یکی گفتمن به اداره کار ایمان ندارم” یکی دیگر گفت” اداره کار از افرادی که تخلف کرده اند رسما” حمایت می کند”. یکی دیگر گفت” چرا باید حمایت کند؟” کارگر دیگر بلند شد و گفت” اگر اداره کار از آنان حمایت نمی کند ؛ چرا به آنها اجازه داده تا دفتر انجمن را بازگشایی کنند؛ آن افراد وقتی در مجمع عمومی عزل شده اند دیگر هیچ گونه سمتی در آن انجمن ندارند؛ ما در مجمع عمومی بخاطر این آن افراد را عزل کردیم که از سرمایه ما کارگران سو استفاده کرده بودند؛. حال چطور شده که باز اموال ما را در اختیار آنان گذاشته اند.؟

بدون اینکه حرفی بزنم محل مورد نظر را ترک کردم و به طرف خیابان معلم رفتم. با مشاهده چند نفر کارگر که مقابل یک ساختمان نیمه کاره ایستاده بودند رفتم. یکی از کارگران مرا می شناخت رو به چند نفر از همکارانش کرد وگفت” این آقای صالحی است و تجربه زیادی در مورد انجمن های کارگری دارد، کارگر به طرف من برگشت و گفت آقای صالحی ما در مجمع عمومی با رای اکثریت مطلق تمام اعضای هیئت مدیره راعزل کردیم؛ ولی ۲ روز بعد وقتی به دفتر انجمن مراجعه کردیم همان افرادی را که بیرونشان کرده بودیم نشسته بودند. من به این کارگران می گویم که آن افراد حق ورود به دفتر انجمن را ندارند. ولی این دوستان قبول نمی کنند. به نظر شما حق با کیست “؟ در جوابش گفتم به نظر من افرادی که در مجمع عمومی عزل شده اند حق ورود به دفتر آن انجمن را بعنوان مسئول ندارند. یکی دیگر از کارگران گفت” آقای صالحی اداره کار رسما” از آنان دفاع می کند”. در جواب این کارگر گفتم؛ دوست عزیز من نمی دانم اظهارات شما تا چه اندازه صحت دارد؟.اگر هیئت مدیره با رای اکثریت شرکت کنندگان در مجمع عمومی عزل شده باشند؛ اداره کار نمی تواند از آنان دفاع کند.حمایت از هیئت مدیره عزل شده از طرف هر ارگان و یا نهادی غیره قانونی است .طبق گفته شما هیئت مدیره در مجمع عمومی عزل شده اند و عزل آنان قانونی است.

کارگر دیگری گفت ” اگر بیرون کردن آنان قانونی است؛ پس چرا آن افراد هنوز در دفتر انجمن حضور دارند و هر کسی به دفتر مراجعه می کند ؛ به او می گویندشما ها با تحریک یک عده افراد کمونیست داد می زدید و خواستار غزل ما بودید و آنهای که در مجمع عمومی برای اخراج ما دست بلند می کردند؛ همگی کمونیست بودند”؟. حتی هیئت مدیره عزل شده به شخص من می گفتند، از شما ها که داد می زدید عکس و فیلم تهیه کرده ایم و ما در مقابل آن عده کمونیست ساکت نخواهیم نشست و… “

کارگری که مرا می شناخت گفت” این حرف ها برای ما تازگی ندارد،سالها ست به افرادی که از کارگر و حقوقش دفاع میکنند می گویند کمونیست، این که اتهام تازه ای نیست.؟ در جواب به این کارگران گفتم ” از این وحشت نداشته باشید که افرادی این اتهام را به شماها می زنند. مگر شما ها چکار کردید؛ جز اینکه گفته باشی ” ما آن هیئت مدیره را نمی خواهیم ؟” کارگر دیگری با نارحتی گفت” ما هیچی نگفتیم؛ بازرس انجمن گزارش داد و ما نیز با توجه به گزارش بازرس گفتیم، هیئت مدیره ای که در طول یک سال از سرمایه ما سو استفاده کرده باشد؛ نمی تواند نماینده ما بمانند؛ این افراد باید اخراج شوند و تمام کارگران برای اخراج هیئت مدیره قیام کردند؛ نماینده اداره کار نیز شخصا” حضور داشت“.

جمع مورد اشاره را ترک کردم و به طرف پارک کودک که مرکز تجمع کارگران بیکار، بازنشته و کارگران ساختمانی است مراجعه نمودم. جمعی در مورد مجمع عمومی صحبت می کردند و یک نفر که از همه بیشتر صحبت می کرد. گفت” افرادی که در مجمع عمومی خواستار اخراج هیئت مدیره بودند همگی کمونیست بودند؛ آنها باعث شدند که انتخابات بازرس صورت نگیرد؛ آنها به هیئت مدیره تهمت می زنند “. یک کارگر جوان رو به آن فرد گفت:” آقای عزیز اخراج هیئت مدیره چه ربطی به کمونیست بودن افراد دارد؟ مگر کسی در مجمع عمومی درمورد کمونیزم صحبت کرد؟ ۸۰۰ نفر کارگر در آن مجمع عمومی برای عزل هیئت مدیره دستهایشان را بالا بردند. یعنی آن ۸۰۰ نفر کارگر همگی کمونیست بودند؟.شما تنها به فکر خودت هستی؛ ما می دانیم که شما یکی از کاندیدهای بازرسی بودید”؟ یکی دیگر از کارگران گفتآقای عزیز شما که از هیئت مدیره دفاع می کنید؛ چرا در مجمع عمومی وقتی بازرس گزارش را قرائت کرد به بازرس اعتراض نکردید؟” همان کارگر گفت” هیئت مدیره برای منحرف کردن ما کارگران یک نفر به قول خودشان حسابدار دادگستری آورده بودند تا بلان سالانه انجمن را قرائت کند و می خواستند با این کار به خودشان مشروعیت دهند؛ همان حسابدار دادگستری نیز با توجه به اینکه از طرف هیئت مدیره آمده بود؛ اعلام کرد که هیئت مدیره کسری دارند.” کارگری که از هیئت مدیره دفاع می کرد گفت” من نمی گویم همه آن افراد کمونیست بودند” بلکه کمونیست ها آنها را تحریک می کردند”. خلاصه چند نفر دیگر به جمع ما ملحق شدند و کارگری که از هیئت مدیره عزل شده دفاع می کرد، وقتی متوجه برخورد کارگران شد، جمع را ترک کرد. یکی از کارگران گفت: “سالهاست هر کسی از کارگر دفاع میکند، بلافاصله یک آرم کمونیست بودن به پیشانی اش می چسپانند، تا به این بهانه اعتراضات ما کارگران را سرکوب کنند.” یک کارگر پیر گفت” بابا سید علی بازرس انجمن که گزارش را خواند چه ربطی به کمونیست دارد؟ مگرنگفت هر کسی به گزارش من اعتراض دارد ویا سوالی دارد،آماده ام کلیه مدرک و مستندات خود را در اختیارش قرار دهم؟

کارگر چاقی آمد و گفت” بابا ما کارگران خودمان آنان را به متخلف تبدیل کردیم، وقتی از ما جهت بازرسی مبلغی پول دریافت کردند هیچ وقت از آنان سئوال نکردیم؛ آن مبلغ تعیین شده که از ما دریافت می کنید؛ در کدام مجمع عمومی به تصویب رسیده است”؟ به نظر من آن کارگر چاق خیلی با قانون کار آشنایی داشت و باز گفت” ما در مجمع عمومی که بالاترین ارگان تصمیگیری است، هیئت مدیره را اخراج کردیم و یک کمیته ۵ نفره تشکیل دادیم تا کارهای انجمن مختل نماند. اما اداره کار آن را قبول نکرده است.؟” ما باید در مقابل اداره کار تجمع کنیم و قدرت خودمان را به آنان نشان دهیم.؟

کارگر دیگری گفتآخرآقای……. شما مگر نمی دانید بلافاصله سرو کلیه نیروهای انتظامی و لباس شخصی پیدا می شوند و ما را به اتهام اخلال در نظم سرکوب می کنند.”؟ کارگر چاق گفت” به همین دلیل است که تعدادی انسان فرصت طلب ما را غارت می کنند و ما جرئت دفاع ازحق خود را نداریم؟ اخر کدام مسئول اداری عضو انجمن ما است ؛ کدام مسئول اداری خود به حساب انجمن ما پول واریز کرده است؛ تا امروز از افرادی دفاع کنند که اموال ما کارگران را حیف و میل کرده اند؛ مسئولان اداره کار از کیسه خلیفه دارند می ببخشند؟” انجمن مربوط به ما کارگران است و ما کارگران باید در مورد عملکرد آنان تصمیم گیری کنیم.”؟

جمع را ترک کردم و به گشت خود ادامه دادم. این بار به محل تجمع کارگران ساختمانی( پل ولی خان) رفتم. جمعی از کارگران هنوز منتظر آن بودند که فردی از راه برسد و از آنان جهت کار دعوت کند. وقتی من به آنجا رسیدم و به کارگران نگاه کردم چند نفر سریع دور من حلقه زدند و فکر می کردند، به دنبال کارگر آمده ام. اما بعد از اینکه چند سئوال کردم یکی از کارگران گفت: من فکر می کردم کارگر لازم دارد و محل را با نارحتی ترک کرد.

از کارگران سئوال کردم : شما چند ساعت است که در این سرما زمستان اینجا ایستاده اید؟ یکی از کارگران جواب داد، از ساعت۷ صبح اینجا ایستاده ایم.

مگر کار ساختمانی در زمستان تعطیل نیست؟ چرا تعطیل است ولی بعضی وقت ها افرادی برای کار در داخل ساختمان به کارگر احتیاج پیدا میکنند.ما هم به امید اینکه کاری پیدا کنیم اینجا جمع شده ایم.

شما از ساعت۷ صبح با این سرمای شدید در اینجا ایستاده اید سرد تان نمی شود؟. یکی از کارگران جواب داد، چرا ما هم انسان هستیم؛ اما چه میشه کرد؟ ما از صبح تا زمانی که مغازه های این اطراف باز می شوند آتش روشن می کنیم و جلو دود آتش خود را گرم می کنیم؛ اما وقتی مغازه ها باز شدند مرتبا به ما تذکر می دهند که آتش را خاموش کنیم؛ چون دود آنش مغازه داران این منطقه را آزار می دهد.

چرا شما از نماینده هایتان نمی خواهید تا با مسئولان شهر صحبت کنند و مکانی رو در اختیار شما کارگران قرار دهند؛ برای اینکه از سرمای جانسوز زمستان محفوظ بمانید؟ ای بابا نماینده مان کجا بود ، ما چند بار سندیکا تشکل دادیم و هر بار آن را تعطیل کردند. پارسال انجمن تشکیل دادیم مسئولان انجمن نیز از ما سوء استفاده کردند و مجبور شدیم چند روز قبل در مجمع عمومی آنان را اخراج کنیم“.

چرا آنها را اخراج کردید؟

طبق گزارش بازرس آنها تخلف کرده بودند.

به نظر شما مسئولان انجمن تخلف کرده بودند؟

من نمی دانیم؛ اما طبق اظهارات بازرس انجمن؛ ما حرف می زنیم.

به نظر شما اخراج هیئت مدیره درست بود؟.

به نظر ما وقتی کسی تخلف میکند؛ باید اجراجش کرد.

آیا به نظر شما گزارش بازرس انجمن درست بود؟.

بازرش خودش اعلام کرد؛ هر کسی از این گزارش مشکوک است؛ می تواند به بنده مراجعه کند تا استناد مستند در اختیار او قرار دهم.

اگر گزارش بازرس صحت دارد؛ پس چرا از طریق دادگستری اقدام نمی کنید؟.

بنا به گفته بازرس از طریق دادگستری نیز اقدام شده و پرونده در حال پیگیری است.

یکی دیگر از کارگران گفت: ” هیچ کس از ما کارگران دفاع نمی کند،اگر فردی هم از حقوق ما کارگر دفاع کند بعداز مدتی به جرم کمونیست و یا کومه له او را بازداشت و زندانی می کنند.”

شما فردی رو می شناسید که از کارگر دفاع کرده باشد و بعد او را به اتهام کمونیست و یا کومه له ا ی بودن زندانی اش کرده باشند.؟

من خودم شخصا” کسی را نمی شناسم، ولی ما همسایه ای داریم که کارگر نانوا است ؛ ایشان می گفت؛ نماینده ما کارگران نانوا را چند سال پیش دستگیر کرده ا ند و در زندان اطلاعات سنندج هر دو کلیه او را در آورند.

اسم نماینده کارگران نانوا چیست ؛ و شما او را می شناسید؟

من او را نمی شناسم.

یکی دیگر از کارگران گفت” سال گذشته در زمان انتخابات مجلس قرار بود شهرداری همان زیر پل ( پل هوایی )را در اختیار ما قرار دهند تا در آن محل مکانی برای خود ایجاد کنیم. اما شهردار بعد از چند مدت به قول خود عمل نکرد. آقای عزیز چه کسی به فکر ما کارگران است؟

یک کارگر جوان که تا آن لحظه ساکت بود گفت:” تا زمانی که ما با هم متحد نباشم نمی توانیم حق خود را به دست بیاوریم. “

یک پیر مرد سیاه چهره گفت: اقای عزیز ما چند روز پیش در مجمع عمومی یکپارچه علیه هئیت مدیره انجمن رای دادیم و آنها را اخراج کردیم؛ اما امروز من وقتی به دفتر انجمن مراجعه کردم همان افراد در انجمن نشسته بودند. وقتی من وارد دفتر شدم یکی از اعضای هیئت مدیره اخراج شده گفت” این اقا نیز در مجمع عمومی از کمونیست ها دفاع می کرد و از شما عکس گرفتیم، فکر نکنید همه چیز تمام شده است“.

یک کارگر دیگر صحبت ها ی کارگر پیرمرد را تائید کرد و گفت من شاهد آن موضوع هستم و به چند نفر دیگر نیز گفته بودند.

کارگر جوان گفت: ” شما درست می فرماید، اما نباید تحت این فشارها عقب نشینی کنیم. ما کارگران باید با تمام توان با آن افراد سود جو برخورد کنیم.

پیرمرد گفت:” چطور باید برخورد کنیم؟ وقتی اداره کار از آنها دفاع می کند، مگر میشود با دولت در افتاد؟

کارگر جوان: ” این ربطی به دولت ندارد، این مسله به خود ما ربط دارد؛ ما آن آقایان را اخراج کردیم و دیگر حق ندارد در دفتر انجمن حضور یابند.آن افراد نماینده ما بودند واما، امروز آنان را نمی خواهیم و چند نفر دیگر را انتخاب خواهیم کرد این حق ماست.

کارگر دیگر گفت:” وقتی دولت از آنان دفاع می کند ما می تواینم چکار کنیم. ؟

یک کارگر که وزنش به ۴۰ کیلو نمی رسید گفت:” اگر ما آنها را اخراج کنیم انجمن نیز تعطیل خواهد شد و …..؟

کارگر جوان گفت: ” چند مدت است که انجمن تاسیس شده ؟ نمی دانم. در مدتی که انجمن تاسیس شده آن افراد چه کار مثبتی برای ما کارگران انجام داده اند؟ به نظر من انجمن وجود نداشته باشد بهتر است تا اینکه عده ای از نام ما کارگران سو استفاده کنند. قبل از اینکه انجمن تاسیس شود ما به سازمان تامین اجتماعی مراجعه می کردیم تا هویت ما کارگران ساختمانی را تائید کنند و هیچ گونه مبلغی پرداخت نمی کردیم. اما از روزی که انجمن را تشکیل دادیم ، سازمان تامین اجتماعی خود را کنار کشیده و مسئولیت تائید کارگران ساختمانی را به عهده انجمن گذاشته است. با این کار سازمان تامین اجتماعی هیچ هزینه ای بابت بازرسی پرداخت نمی کند و انجمن نیز از خود ما کارگران هزینه دریافت می کند. ما انجمن تشکیل دادیم تا جهت رفاه حال ما کارگران فعالیت کند. ولی انجمن ما به بازرس بدون حقوق سازمان تامین اجتماعی تبدیل شده است.

پیرمرد گفت:” من با شما موافقم انجمنی که هیچ سودی برای ما کارگران نداشته باشد نبودش بهتر از بودنش است.

کارگر جوان گفت” ما نباید ناامید باشیم، ما کارگران باید آن افراد را اخراج کنیم که از اموال ما سواستفاده می کنند و افراد دلسوزی برای خود انتخاب کنیم“.

کارگر دیگر: من با بازرس انجمن (سید علی ) همان کسی که گفت هیئت مدیره تخلف کرده اند؛ صحبت کردم و ایشان گفت:” به فرمانداری و اداره کار نامه داده ام و به استحضار مسئولان شهر رسانده ام که هیئت مدیره عزل شده، هنوز در دفتر انجمن حضور دارند.

کارگر جوان: ما باید از صحت و سقم مجمع عمومی مورخ ۲۴/۱۹/۹۵ حمایت کنیم و به هر شکل ممکن در مقابل افرادی که می خواهند آن مجمع عمومی را به جریاناتی ربط دهند برخورد کنیم. من خودم مشاهده کردم که افرادعزل شده چند روزی است تعدادی از هواداران خودشان را به میان ما کارگران اعزام کردند و علیه سحت وسقم مجمع عمومی تبلیغ می کنند. صحبت های کارگران پایانی نداشت و من به دلیل سرمای شدید دیگر تحمل ادامه گفتگو را نداشتم و ناچارا” محل را ترک کردم.

یک روز بعد به محل کارگرانی مراجعه کردم که هر کدام با یک فرغون و یا در کنار خیابان ( واقع در آش حاج شریف) به میوه فروشی مشغول هستند رفتم. این کارگران وقتی کار ساختمانی به دلیل سرما تعطیل می شود جهت تامین هزینه روزانه خود در آن محل به میوه فروشی مشغول هستند.

به یک کارگر گفتموضعیت کار چطور است؛ میشه با این چند کیلو میوه هزینه خانواده خود را تامین کنید؟ آقای عزیز با فروش این چند کیلو میوه چطور هزینه یک خانواده تامین می شود؟ اما از بیکاری بهتر است؛ تازه اگر ماموران شهرداری بگذارند.

شغل شما در سال همین میوه فروشی است؟. من استادکار کاشی هستم؛ ولی سرمای شدید نمی گذار کار کنیم.

وقتی ما صحبت می کردیم چند نفر دیگر از همان افراد جمع شدند.

از همان فرد سئوال کردم” . راستی چند روز قبل جلسه کارگران ساختمانی بود؛ شما در آن جلسه شرکت کردید؟ بله من شرکت کردم.

جلسه چطور بود؟ اول هیئت مدیره گزارش دادند که در طول یک سال برای ما چکار کردند. بعد یک نفر که خود را حسابدار دادگاه معرفی کرد؛ به سخنرانی پرداخت و کار های هیئت مدیره را تائید کرد و گفت این افراد تنها یک میلیون نهصد هزار تومان کسری دارند.

حسابدار گفت؟ بله حساب دار گفت؛ بعد بازرش انجمن آمد و اعلام کرد که هیئت مدیره ۲۲ مورد تخلف داشتند؛ کارگران با شنیدن اظهارات بازرس سراپا گوش شدند؛ وقتی بازرس مشغول گزارش بود پیشنماز مسجد که از سوی هیئت مدیره تحریک شده بود؛ رو به کارگران کرد و گفت” کسی که به مردم اتهام دزدی بزند خودش از همه دزد تر است“.

یکی دیگر از کارگران میوه فروش گفت” وقتی پیشنماز مسجد حرف می زد؛ کارگران یک پارچه علیه او اعتراض کردند؛ وقتی گزارش بازرس به پایان رسید ما کارگران یک پارچه قیام کردم و رای دادیم که اعضای هیئت مدیره اخراج شوند.

در همان وقت چند نفر کارگر دیگر به جمع ما پیوستند و من شخصا” آنان را می شناختم و از آنان سئوال کردم.

شما در مورد مجمع عمومی مورخ ۲۴/۱۰/۹۵ چه نظری ندارید؟. به نظر ما آن مجمع عمومی قانونی بود و هیچ کس نمی تواند در مقابل اراده طبقه کارگر ایستادگی کند؛ ما امروز به اداره کار مراجعه کردیم و با رئیس و فردی که خود ناظر بر مجمع عمومی بود صحبت کردیم.

رئیس اداره کار در مورد مجمع عمومی چه نظری داشت؟.

ما برای این رفته بودیم که به آنان هشدار دهیم که کاری نکنند که ما کارگران در مقابل اداره کار تجمع کنیم؛ نماینده اداره کار که ناظر بر مجمع عمومی بود رسما” آن را تایئد می کرد؛ اما آنان می گفتند” به دلیل اینکه عزل هیئت مدیره در دستور کار مجمع عمومی نبوده؛ مشکل است مسئولان بالاتر آن را تائید کنند؛ ما پرونده را به بالاتر از خودمان ارسال کردیم” .

مگر مسئولان اداره کار نمی دانند که اعضاء هیئت مدیره را در مجمع عمومی عزل کرده اند؟ .

چرا می دانند.

حال که اداره کار می گویند ” عزل هئیت مدیره در دستور کار مجمع عمومی نبوده؛ این درست؛ پس می توانند فراخوان به مجمع عمومی فوق العاده دهند جهت عزل هیئت مدیره.

یکی از کارگران گفت” اتفاقا” قرار است مجمع عمومی دیگر برگزار کردد برای انتخاب بازرس انجمن؛ ما نیز به رئیس اداره کار پیشنهاد دادیم و گفتیم؛ برای پایان دادن به این مشکلات ضمن انتخابات برای انتخاب بازرس؛ عزل هیئت مدیره را نیز در دستور کار آن مجمع عمومی قرار دهید.

به نظر من ؛این پیشنهاد درستی است؛ رئیس اداره کار چه جوابی به شما کارگران داد؟.

رئیس اداره کار هیچ جواب مثبتی به ما نداد.

یکی دیگر از کارگران گفت” اداره کار رسما” از هیئت مدیره دفاع می کند؛ اگر دفاع نمی کنند؛ چرا پیشنهاد شما را قبول نمی کنند.؟

به نظر من اداره کار نمی تواند از هئیت مدیره عزل شده دفاع کند؛ چون در مجمع عمومی عزل شده اند؛ اداره کارمی خواهد مراحل قانونی را طی کنند.

یکی دیگر از کارگران گفت” ما به رئیس اداره کار گفتیم درصورت اجرا نشدن مصوبه مجمع عمومی در مقابل اداره کار تجمع خواهیم کرد.”

به این ترتیب گفتگو با کارگران ساختمانی شهر سقز را به پایان می بریم و چیزی که برای من و کارگران سئوال است؟ این می باشد که چرا رسانه های کشور و بخصوص رسانه های استانی و شهرستانی در مقابل این همه تحولات که بعد از مجمع عمومی مورخ ۲۴/۱۰/۹۵ به وجود آمده؛سکوت کرده اند؟. امروز دنیای ابر قدرت رسانه حتی به زندگی خصوصی انسانها نیز سرکی می کشد. در شهر سقز ده ها گروه و سایت وجود دارند که همه روزه اخبار و گزارشات این شهرستان را در دقیقه اول تحت پوشش خبری قرار می دهند. اما در مقابل ۴ هزار اعضای انجمن صنفی کارگران ساختمانی و مشکلات عدیده آنان سکوت کرده اند؟. یکی از گروه های خبری شهر سقزبنام (پایگاه مستقل خبری سقز آوا) در روز ۲۴/۱۰/۹۵ یعنی همان روز که اعضای انجمن برای شرکت در مجمع عمومی آمده بودند؛ تا مقابل مسجدی که جلسه در آن برگزار شده مراجعه می کند. پایگاه خبری مورد نظر سریع خبر برگزاری مجمع عمومی را به استحضار مردم شهر و کارگران می رساند.اما مثل اینکه تمام کارگرانی که حدوا” ۸۰۰ نفر بودند با گاز منو اکسید کرین خفه شد باشند؛ گزارش را نا تمام می گذارد و وارد مجمع عمومی نمی شود تا مصوبات مجمع عمومی را به استحضار مردم و کارگران برساند.!

سکوت رسانه ها ی شهری در مورد مشکلات عدیده کارگران ساختمانی بی احترامی به آنان و خدمت به کسانی است که کارگر را طبقه پست جامعه می دانند. در ضمن مسئولان امنیتی شهر سقز نیز که همیشه با عینک امنیتی به این شهر می نگرند. اما در مقابل این تحولات مهم که در چند روز گذشته در شهر به وجود امده است سکوت کرده اند! سکوت مسئولان امنیتی به خاطر این است که سالهاست علیه طیف رادیکال جنبش کارگری شهر سقز تبلیغ می کنند. سالهاست طیف رادیکال جنبش کارگری سقز را به بهانه های واهی بازداشت، محاکمه؛ تهدید؛ بی احترامی، هتک حرمت و ده ها مشکلات برای آنان به وجود آوده اند. اگر امروزمسئولان امنیتی بیایند و این واقعیت را قبول کنند که طیف رادیکال جنبش کارگری شهر سقز با هیچ گونه تخلفاتی که از سوی هر کس و یا نهادی صورت گرفته باشد؛ مماشات نمی کنند؛ عملا” طیف رادیکال این جنبش را تقویت کرده اند. بنابراین سکوت برای مسئولان امنیتی شهر سقز و استان بهترین گذینه است. از سوی دیگر چند نفرکه خود را به اذهان عمومی بعنوان فعال کارگری معرفی کرده اند و یکی از کارهای اصلی آنان شعار دادن می باشد؛ در شعارهایشان خود را طرفدار طبقه کارگر و طرفدار کارجمعی می دانند؛ اما امروز بعنوان ریش سفید به فعالیت پرداخته اند؛ تا اینکه مجمع عمومی مورخ ۲۴/۱۰/۹۵ را بی ارزش و به دنبال آشتی دادن متخلفان با طیف رادیکال جنبش کارگری هستند!!

کارگران: به نیروی خود متکی باشید؛ هیچ کس و یا نهادی نمی تواند دلسوز تر از خود شما باشد. بنابراین صفوف خود را منسجم و متحد عمل کنید.

خوانندگان عزیز، هدف از نوشتن و مکتوب کردن این گفتگو ها به این معنا نیست که به شخص یا اشخاصی اتهام زده باشم. هدف از انجام دادن این گفتگو متهم کردن کسانی نیست؛ یا تبرئه کردن کسانی دیگر. هدف از این گفتگو این بود که کارگران و مردم شهر از وضعیت بحرانی شهر اطلاع داشته باشند.

با احترام محمود صالحی ۸/۱۱/۹۵

 

مطالبی دیگر از همین نویسنده
 
پربیننده ترین
 
 
 
 
   
 
 © 2017 تمام حقوق برای وبسایت اتحاد محفوظ است. info@etehad-k.com